۱۳۹۳ مهر ۱۸, جمعه

حقیقت و موقعیت

توی تاکسی ون نشسته ایم. راننده جوان است. ریسکی و بی پروا رانندگی میکند. برای دور زدن یک ترافیک، جایی از خیابان بدون رعایت حق تقدم می پیچد جلوی یک ماشین سواری پژو که مردی مسن و زنی که ظاهراً همسر اوست سرنشینانش هستند. با این اطمینان که این ماشین هم مثل تمام ماشینهایی که جلویشان پیچیده، می ایستد و تسلیم میشود. اما راننده مسن تسلیم نمیشود و دو ماشین در آستانه ی تصادف می ایستند. راننده ی مسن پایین می آید و به راننده ی جوان ون اعتراض میکند. کاملاً مشخص است که حق تقدم با او بوده و حق با اوست. راننده ی ون حتی پیاده نمیشود. جواب راننده ی مسن را به سردی میدهد. در در آخر با طلبکاری از او میخواهد که به اعتراضش پایان دهد و دنبال کارش برود. تا اینجای کار برایم جذابیت خاصی نداشت. اما از این به بعدش اتفاقی میافتد که برایم جالب میشود: غالب مسافرین داخل ون، شروع به مذمت و بدگویی از راننده ی مسن میکنند. یکی میگوید:
- حالا یه پژو خریده پیری ها! ببین چه الم شنگه ای درست کرده. بشین برو بابا دیگه!
دیگری میگوید:
- فرمون رو گرفته اینور! خب تقصیر خودش بود دیگه!
و همینطور مذمت راننده ماشین ِ «دیگر» ادامه پیدا میکند.
با خودم فکر میکنم: میتوانم تمام این آدمها را در حالتی تصور کنم که سرنشین ماشین سواری اند و به راننده ی ون اعتراض میکنند. میتوانم تمامی آنها را تصور کنم در حالی که پشت فرمان فرمان ماشین سواری نشسته اند و بر سر راننده ون فریاد میزنند. میتوانم تک تک شان را تصور کنم که در «آنجا» نشسته اند و چطور از رانندگی تمامی ماشینهای ون شاکی هستند.. اما در حال حاضر در ون نشسته اند، منفعتشان در سریعتر حرکت کردن ون و سریع تر رسیدن به مقصد است، نشان دادن همراهی با راننده ی ون برایشان حس بهتری دارد تا مخالفت با او.. این موقعیت آنها بود که موضعگیری شان را میساخت.
اینطور است. اظهار نظرهای ما، غالباً تابع موقعیت ماست و موضع گیری های ما، تابع نظام منافع ما. از اظهار نظرهای خرد تا تصمیمات کلان کشوری و حتی جهانی..
آزادگی، رهایی از جبر ِ این نظام منافع است. آزادگی، ستودنی است.
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر