۱۳۹۳ اردیبهشت ۲۶, جمعه

سگ جان

چه کسی گفته انسان تنها یک بار میمیرد؟ چه کسی گفته آدمیزاد فقط یک بار متولد میشود؟ نه. چندین بار در زندگی متولد میشویم و چندین بار به سختی میمیریم. گاهی با یافتن کسی، جایی، چیزی، «آن»ی، - آنگونه که باید- خود را می زایانیم؛ قابله ی خود میشویم، درد میکشیم و صورت لطیف چشم بسته ی خود را میان دو دست میگیریم و آغاز میشویم.. و گاهی، ناگهان، با پتک سکوتی، سرمای نگاهی، شکست در ساختن چیزی، با فرو افتادن به اعماق دریایی سیاه یا فرو شدن در مذاب یک درک نشدن عمیق، قلبمان خرد میشود. میترکد و قبل از مرگ، صدای مهیب از هم پاشیده شدن قلبمان را میشنویم، ذره ذره جان میکنیم. و می میریم. تولد و مرگ، یک باره نیست. تولد ابتدایی و مرگ نهایی، تنها به اشتراک گذاشتن یکی از آنهاست و رسمیت بخشیدنش. این میت که بر دوش شماست، بارها و بارها مرده است. ما جسد«ها»یمان را سالها و بارها بر دوش میکشیم. ما بارها گور خود را کنده ایم و بر قبرمان، اشک ریخته ایم. این میت ی که بر شانه می برید، باقیمانده ای از ده ها بار مرگ است. چیزی ناچیز و خرده ای باقیمانده.

آدمیزاد، سگ جان است.

 

۲ نظر: