۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

ستونها را نلرزانید!


ستون‌ها را نلرزانید!
اشاره‌ای ظریف به خطری مهیب در سخنان رییس پلیس راهور

بیست و ششم شهریور، رییس پلیس راهنمایی، در یک مصاحبه مطبوعاتی با خبرگزاری ایسنا در مورد حادثه تصادف دلخراش دو اتوبوس مسافری در اتوبان قم که حدود چهل نفر در آن زنده زنده سوخته و کشته شدند صحبت کرد. صحبتهایی مملو از درد و واقع بینی: او به جای محدود کردن دایره ی مقصرین به یک مورد، مجموعه ای از عوامل را برشمرده که در وقوع این اتفاق دست داشته اند: از شرکت های مسافربری تا استاندارد، از خود پلیس تا شرکت سازنده، از راننده تا "کسی" یا "کسانی" که اجازه ی رقابتی شدن بازار خودروی کشور را نداده اند و به فرموده، با لغو قوانین تسهیل کننده ی واردات خودرو به خیال خودشان از صنعت داخلی حمایت کرده اند؛ این هم باشد در کنار تمامی کابوسهایی که باید ببینند و نمیبینند و عذاب وجدانهایی که باید بگیرند و نمیگیرند؛ که باب توجیه باز و دیوار حاشا بلند است...

اما او در این بین به صورت گذرا به نکته ای ظریف هم اشاره کرده است:
«در بسیاری از موارد شرکت مسافربری که مسافر به راننده می‌دهد، نه اتوبوس و نه راننده را رویت نمی‌کند. در بسیاری از موارد نیز راننده اتوبوس راننده اصلی نبوده و فرد دیگری به جای او فعالیت می‌کند. رییس سابق پلیس راهور تهران افزود: گاها دیده شده که در چنین مواردی، پارچه نوشته‌هایی مانند دیدار از مناطق عملیاتی بر جلوی اتوبوس نصب می‌کنند تا با فریب ماموران راهنمایی و رانندگی مانع از بازدید و چک کردن دفترچه کار راننده شوند.»

این نکته بسیار قابل تأملی است که این بار از زبان یک مقام مسوول و به درد آمده بیان میشود. این سىال جدی است: وقتی از "ملعبه"شدن دین، ابزاری شدن نگاه به دین، سوء استفاده از دین در جهت به دست آوردن منافع دنیایی صحبت میشود، مقصود همین موارد است. وقتی دین را بی محابا به عرصه ی دنیا وارد کنیم و هیچ عرصه ای را از حضور دین مستثنی نکنیم، وقتی دیوار میان "عرفی" و "قدسی" را کاملاً از میان برداریم، وقتی دغدغه ی دینی کردن مادی ترین عرصه های زندگی - مثل تحصیل، شغل، ارتقاء، تفریح، شادی و حتی ورزش- را داشته باشیم، آیا چیزی از دین باقی میماند؟ 

این پارچه نوشته ی بازدید از مناطق جنگی، آن ربنای پخش شده در تبلیغ فلان روغن در ماه رمضان، آن تبریک  مذهبی فلان بانک و اسپانسر بودن بهمان موسسه مالی برای مسابقات قرآن و تبلیغات چندین و چند متری دینی فیسار شرکت بازرگانی در پایتخت، عادی شدن بازی گزینش در اداره جات دولتی و نقاب زدن های پذیرفته شده ی آدمها در این بازی همه و همه از یک واقعیت سخن میگویند: دغدغه ی همه جایی کردن دین، به رقیق شدن آن انجامیده است.

در جامعه ای که دین هسته ی سخت فرهنگ و محور اخلاقیات آن است، تضعیف دین، ستون های اخلاقی جامعه را به لرزش درآورده است. جامعه ی بی اخلاق، گر میگیرد؛ اگر آن آتش چهل نفر را سوزاند و صدها خانواده را عزادار کرد، این آتش دامن همه را خواهد گرفت. راه فراری نیست؛ ستون ها را نلرزانید...


۳ نظر: