۱۳۹۲ مرداد ۲۵, جمعه

تواشیح با طعم سمولینا!

صبح جمعه بود. تلویزیون رو بر حسب عادت روشن کردم تا کمی از سکوت خونه رو کم کنه. شبکه دو بود. برنامه فیتیله. داشتند نمایشنامه ای رو برای بچه ها توی استودیو اجرا میکردند. نمایش صحنه ی یک مسابقه ی تلویزیونی را به صورت طنز نشون میداد که مجری مسابقه داشت از دو شرکت کننده (دو بازیگر) به صورت بیست سوالی خواص یک خوراکی رو میپرسید. تقریباً تمام ویژگی های مثبت یک خوراکی ایده آل رو پرسید و بعد از حدود پنج دقیقه زمینه چینی، تصویر رفت روی یک ویترین پر از "کیک فلان"؛ و بعد تعداد دیگری بازگیر به صحنه اضافه شدند و همگی شروع به خوندن ترانه ای شاد و جذاب با ریتمی شاد در مورد "کیک فلان" کردند! و بعتر دوربین رفت روی چهره های معصوم بچه های داخل استودیو که همگی با یه برنامه ریزی قبلی داشتند "کیک فلان" رو توی هوا تکون میدادند و با بهت و بی انگیزگی ترانه ی اون محصول رو تکرار میکردند! مجری هم هر چند دقیقه یک بار تکرار میکرد: بچه ها پس کیک چی رو باید بخوریم تا قوی و سالم باشیم؟ و بچه ها باید جواب میدادند!
خشکم زد! یعنی هفت - هشت دقیقه تمام بچه های ایران رو با اینهمه مقدمه چینی و در صبح جمعه و روز به این پر مخاطبی به ابزار درآمدزایی فلان شرکت خوراکی تبدیل کرده بودند؟! اون هم با چنین ترفند غیراخلاقی و اون هم از تلویزیون "دولتی" متمول غیرپاسخگو؟!
عصر شد. باز تلویزون رو روشن کردم. شبکه ی دو داشت برنامه ای نشون میداد با مجری گری عموهای سابق فیتیله ای و شهریاری. کمی از حواسم به تلویزیون بود. قرار شد نمایشنامه ای اجرا کنند در مورد سربازی در استودیو. بعد از پنج شش دقیقه در اوج داستان، یک دفعه یکی از عموهای فیتیله ای دست در سبدی کرد و گفت: بله بچه ها! ما باید برای صرفه جویی در وقت، از ماکارونی با آرد سمولینا استفاده کنیم! از آرد چی؟ و همه جواب دادند: سمولینا! و بدتر اینکه درست بعد از تموم شدن نمایشنامه، دوربین برگشت روی عموهای فیتیله ای که یک "تواشیح" رو با ذکر "یا الله" و صدای محزون میخوندند!! گویی که حالا باید تعادلی بین "یا الله" و "ماکارونی با آرد سمولینا" برقرار بشه!
خشکم زده بود!
روزی نیست که رسانه های دولتی در اخ و تف و لعنت فرستادن به نظام سرمایه داری و نمادهاش کم بگذارند. ساعتی نیست که در برنامه های مختلف از بی رحمی سرمایه داری و لعن و نفرینش فروگذار بشه. اگر باور نمیکنید همین الان تلویزیون تون رو روشن کنید و چند شبکه عوض کنید. بهتون قول تضمینی میدم که اینطور باشه! اما همین ابزار و مجموعه، به "ناجوانمردانه ترین" صورت ممکن، با پیوند زدن سود اقتصادی به مفاهیمی مثل "سلامت" و "صرفه جویی" و حتی "مذهب"، با مخاطب قرار دادن آسیب پذیرترین قشر جامعه (کودکان)، یکی از مشمئزکننده ترین چهره های سرمایه داری رو عملاً به تصویر میکشه، دستش رو تا مرفق در لجنش فرو میکنه تا سود اقتصادی رو به جیب بزنه. اینجاست که باید افسوس خورد به آرمانگرایی های ارزشمندی که محو شدند. انقلابی که قرار بود جانشینی رو برای اون نظام فرهنگی ارائه بده، اینطور خودش به گل نشسته. این افول رو به خوبی میشه در برنامه های کودک تلویزیون شما هم رؤیت کرد: از "مدرسه موشها"ی مرضیه برومند تا "فیتیله" ی عمو قناد...

طبعاً کمترین تقصیر متوجه این مجری ها و حتی برنامه سازان ه. سیاستگزار این تلویزیون ه که باید پاسخ بده که با اینهمه پول بی حساب و کتاب که داره سرازیر میشه به مجموعه ی غیرپاسخگوی شما، فقط ذهن پاک و ساده ی کودکان ماست که باید ازش اسکناس صید کنید؟! چه شد شعارها و آرمان های اخلاقی شما؟! آرمان ها نمیمیرند. شمایید که از معنا تهی شدید. باختید. و چقدر دردناکه این تصویر، آقایان انقلابی سابق! وقتی به جای دهان هایتان، به دستهایتان نگاه میکنیم...
 
بعدن نوشت: این مطلب با جرح و تعدیل های فراوان در روزنامه اعتماد به چاپ رسید:

۶ نظر:

  1. تلویزیون و پاسخگویی؟؟؟ استغفرالله ربی و اتوب الیه

    پاسخحذف
  2. عکس پست هم متاسفانه لود نمیشه

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مرسی داش رضا از نظر.. خیالی نیس. اونا کار خودشون، ما هم کار خودمون.. لکم (هم!) دینهم و لی (نا!) دین :)
      عکس هم چیز خاصی نبود. به قول این رفق: تزیینی است! برش داشتم. کوفتت بشه یعنی الان سرعت نت ت! :)

      حذف
  3. مرسی داش مهدی... البته من خودم این دو برنامه رو ندیدم... ولی برنامه عمو پورنگ رو که دیدم هم همین بساط بود... واقعا شاخم داشت در میومد...

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آره ناخدا.. اتفاقن دو تا دیگه از بچه ها هم گفتن دیدن این رو توی برنامه های عمو ها و خاله های دیگه! ظاهرن اصل 44 رو دارن به شدت پیگیری میکنن فقط در این زمینه با اراده ی جدی!! یه بخشنامه ای چیزی دادن بهشون احتمالن که برین پولتون رو دربیارین خودتون یا برین حالشو ببرین!

      حذف
  4. و امروز روز کیک بینگو بودکه حتی اسمش بصورت انیمیشن هی میومد رو تصوبر. کل ماجرا برام ثقیل بود. باورم نمیشد...

    پاسخحذف