۱۳۹۲ شهریور ۹, شنبه

ماه، سرخ، ستاره: سفرنامه ولایت عثمانی-1: سکه ها

به ترکیه سفر کردن، برایم سراسر اتفاق بود. شاید حتی بیشتر از سفرهای معدود قبلی به فرنگ. نفس سفر، غبار را از چشم های مسافر پاک می کند؛ جامعه شناسی هم که در ماهیتش بازاندیشی و فاصله گیری و نگاه دوباره را به همراه می آورد. حالا اگر دانشجوی جامعه شناسی باشی که به سفر می روی، پدیده های زیادی هستند که برق را در چشمهایت زنده می کنند و ضربان قلبت را بالاتر می برند. در چندین پست آینده، میخواهم به مدد تصویر، از این لحظه های خاص بنویسم.
 
فرودگاه کلاً برایم جذاب بوده است. پر از رفتن و حرکت و رسیدن. اما فرودگاه استانبول از یک جنبه ی دیگر هم علاوه بر این خاص است: تکثر. چشم که بگردانی از هر قومیتی و ملیتی و زبانی و لهجه ای نمونه ای می بینی؛ و این تکثر برای من که از سرزمینی می آیم که نسبت به این فضا، یکنواختی قابل توجهی دارد، جذاب است.
 
یکی از جالب توجه ترین معرف های این تکثر و در هم تنیده شدن غیرمستقیم آن را در گوشه ی سالن تراتزیت دیدم: جایی که صندوق کمک به نیازمندان از طرف یونسکو و یک سازمان دیگر قرار گرفته بود. داخل صندوق شیشه ای کمک ها، میتوانستید بیش از پنجاه نوع پول و سکه از کشورهای مختلف را ببینید. کمک به همنوع و ارزشهای مبتنی بر نوع دوستی و دیگرخواهی، حوزه ای است که این تکثر در آن نقطه متمرکز شده است. ارزشهایی که برای انسانهایی از اقصا نقاط جهان معنادار است.
 
تکثری دلگرم کننده و معنادار، نشسته در این جعبه ی شیشه ای کوچک..
 
 
 
ادامه دارد..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر