۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

برزخی ها

دانشجوی جامعه شناسی که صف را رعایت نمیکند، پلیس راهنمایی که وقت گردش راهنما نمیزند، آموزگاری که خودش در امتحان ضمن خدمت تقلب میکند، قاضی که  در صف پمپ بنزین هفت تیر میکشد، ...
 
فاتحه اخلاق دارد خوانده میشود. پوستی بی مغز باقی میماند.. نقش ها در افراد نفوذ نمیکنند. آدمها در نقشهایشان جامعه پذیر نمیشوند. خود «معنا»ست که دچار بحران شده است. اسامی از معنا، محتوا از فرم در حال فاصله گرفتن است. فرم ها دیگر معنایی را به همراه ندارند. مفصلهای جامعه دارند از هم باز میشوند...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر