۱۳۹۲ فروردین ۱۲, دوشنبه

«تنهایی پر هیاهو»: عشق، کاغذ، زندگی

 
 
 
«تنهایی پر هیاهو»؛ اسمش رو نمیدونم کی و کجا شنیدم یا خوندم. اما تجربه جالب و خاصی بود. عجیب بود که آشنایی با یک کتاب، با خاص بودن «اسم»ش شروع بشه و هی ادامه پیدا کنه بی اونکه خونده باشیش. اسمش مدام توی ذهنم بود و بود و بود. بدون اینکه بدونم مال کی ه یا توی چه ژانری ه. بالاخره اسفند امسال بود که تصمیم گرفتم برم و پیداش کنم و ببینم چی ه پشت این اسم عجیب خواستنی آشنا.. رفتم و توی شهر کتاب پیداش کردم. نازکتر از اون بود که فکر میکردم. و دست گرفتمش. توی اتوبوس، تاکسی، مترو. تکه، تکه. و از قبل تا بعد عید ذره ذره مزه مزه ش کردم و تموم شد امروز.
 
باید اعتراف کنم که حسم این بود که اسمش از خودش خاص تر بود. البته تکه های غریبی داشت. غریب و قوی. غریب، قوی و آشنا. اما جاهای نه چندان کمی ش رو هم نمیفهمیدم. ترجمه ش خوب بود و روون. و اینکه توضیح و مقدمه ی نسبتاً مفصلی داشت در مورد نویسنده ی اهل چک ش: «بهومیل هرابال» که ظاهراً اولین کتابش ه که فارسی ترجمه میشده.
 
داستان از ابتدا تا انتها، شرح دیالوگهای غالباً درونی و گاهی بیرونی یک کارگر کارگاه خرد کردن و خمیر کردن کتابها و کاغذهای باطله در دوران تسلط کمونیستها بر این کشوره. کتابهایی که از طرف اداره سانسور این کشور مضر تشخیص داده میشن و برای خمیر شدن به این کارگاه فرستاده میشن.. کارگری که فراتر از یک وظیفه ی روتین و ماشینی، با کتابهایی که خرد میکنه وارد دیالوگ و رابطه و حتی معاشقه میشه و دنیا رو از دریچه ی اون کتابها و نویسندگان اونها میبینه و تحلیل میکنه.. داستانی که به نظرم گزاره های غنی و هنرمندانه ای از مفاهیمی چون ازخودبیگانگی، افسون زدایی، استبداد، سانسور، عشق و درماندگی رو با مهارت در خلال داستان تصویر میکنه..
 
حدس میزنم که مطالعه ین کتاب برای کسانی که با «کتاب» - به خصوص از نوع ادبیات غربی اون- مأنوسند و نه کتابخوان، که «کتابخوار» هستند، لذتی دوچندان خواهد داشت. چون نویسنده در سراسر متن ردپاها و کدهایی گذاشته برای یافتن و لذت بردن این دسته از خوانندگانش. کدهایی که توصیف و بسط اونها به قرینه ی معنوی و اعتماد به درک مخاطب حذف شده و این لذتی شبیه کشف و شهود رو به خواننده ای از اون جنس می بخشه..
 
جاهاییش رو واقعن دوست داشتم... به حد کشف.
 
***
 
«جنگ که تمام شد هنوز تا دهه ی پنجاه، زیرزمین محل کار من مدام پر از ادبیات دوران نازی ها بود و چه لذتی به من میداد له و لورده کردن خروارها جزوه و کتاب مربوط به نازی ها، همه با یک موضوع واحد: صدها هزار صفحه با عکس جمعیت هلهله کننده، زنها و مردها و بچه ها و ریش سفیدها، کارگرها و دهقانان و سربازها و افسران اس.اس.، همه در حال هلهله. به خصوص لذت فوق العاده ای برایم داشت انباشتن طبله ی پرس من از عکسهای هیتلر و خیل همراهانش، هیتلر در حال ورود به ورشوی «آزاد شده»، به پراگ «آزاد شده»، به پاریس «آزاد شده». هیتلر در خانه، هیتلر در جشن برداشت خرمن، هیتلر با سگ گرگی وفادارش، هیتلر در بازدید از سربازان در جبهه، هیتلر در بازدید از دیوار دفاعی آتلانتیک، هیتلر عازم شهرهای فتح شده غرب و شرق، هیتلر خم شده بر نقشه های نظامی.» [صفحه 64].
 
 
تنهایی پر هیاهو
بهومیل هرابال
ترجمه پرویز دوائی
چاپ اول بهار 1383/چاپ دهم زمستان 1390
کتاب روشن
قیمت 5500 تومان
 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر