۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

جامعه شناسی با طعم ایرانی: نقدی بر کتاب «جامعه‌ مدنی، دولت و نوسازی در ایران معاصر»

نقدی بر کتاب
«جامعه‌ مدنی، دولت  و نوسازی در ایران معاصر »
کمالی، مسعود (1381)، جامعه‌ی مدنی، دولت و نوسازی در ایران معاصر، ترجمه‌ی کمال پولادی، چاپ اول، تهران: نشر باز
"Revolutionary Iran: Civil State and State in the Modernization Process", by: Masoud Kamali Ashgate Pub Ltd September 1998
1- مقدمه:
کتاب کمالی از نظر من یکی از چگال‌ترین و جامعه شناختی‌ترین کتابهایی بود که تا به حال از جامعه‌شناسان ایرانی خوانده بودم. از این دو صفت، با دلایلی که در زیر می آورم دفاع خواهم کرد. کتاب، گرچه در عنوان بر جامعه‌شناختی بودن خود تأکید نداشته، اما اثری جامعه‌شناختی است؛ چرا که هم رویکرد تحلیلی کتاب جامعه‌شناختی است، هم موضوع مورد بررسی آن جامعه‌شناسی شیعه  است، هم خود نویسنده ادعای مطالعه‌ی جامعه‌شناختی دارد  و هم نویسنده جامعه‌شناس است.
متأسفانه کتاب تجدید چاپ نشده و جز در فروشگاه مرکزی انتشارات باز به آدرس زیر یافت نمی‌شود اما ارزش رفتن به دفتر مرکزی انتشارات و خرید آن را قطعاً دارد:
تهران - بلوار کشاورز - خ فلسطین جنوبی - جنب انستیتو سیمین - پ 255 - ط دوم - واحد 22 تلفن: 88898948
 
2-  نقاط قوت:
2-1- نقاط قوت محتوایی:
2-1-1- مقدمه ترنر: نفس این‌که جامعه‌شناس شناخته‌شده‌ای چون برایان ترنر بر کتاب فوق مقدمه نوشته‌است نشان‌دهنده‌ی اهمیت اثر می‌باشد. ضمن این‌که ترنر با تعبیراتی چون «تجزیه‌ و تحلیل جامعه‌شناختی اصیل و پرمایه» از این اثر تجلیل می‌کند.
2-1-2- مصادیق «جامعه‌شناختی بودن محتوایی اثر» و نزدیک بودن به رویکرد و موضوع مطالعه‌ی ما:
2-1-2-1- تعریف کاملاً جامعه‌شناختی از اسلام (صص 26 و 27).
2-1-2-2- تحلیل امر اجتماعی با امر اجتماعی (ص27) (ص 65)/(ص108)
2-1-2-3- خودش هم ادعای کار جامعه‌شناختی دارد («مطالعه‌ی جامعه‌شناسانه‌ی تاریخ جدید ایران»: ص 36).
وجه جامعه‌شناختی قوی کتاب: انگیزه‌ی «سیاست‌زدایی کردن» از کتاب‌ها، تحقیقات و مصاحبه‌ها: ص38 و 39.
2-1-2-4- جدا کردن دو مفهوم به صورت جامعه‌شناختی از هم: جدا کردن هنجارهای فرهنگی عربی از فرهنگ اسلامی (ص43).
2-1-2-5- تحلیل جامعه‌شناختی جالب معطوف به «مکان» کنش: ص 55.
2-1-2-6- فهم و تحلیل تکثر واقعیت اجتماعی: ص108
2-1-2-7- توجه خاص به متغیرهای جامعه‌شناختی: توجه به پایگاه اقتصادی - اجتماعی کنشگران سیاسی: ص 159.
2-1-3- دغدغه‌ی جدی کار علمی: «برای غلبه بر پیشداوری‌ها و جانبداری‌های ایدئولوژیکی کوشیدم تا با افرادی از زمینه‌های اجتماعی و سوابق سیاسی متفاوت مصاحبه کنم» (ص 39).
2-1-4- استفاده‌ی به جا و ترکیبی از داده‌های بین‌رشته‌ای: تاریخ، اقتصاد، الهیات، معماری (ص109)
2-1-4- رویکرد مفهوم‌سازانه خلاق و قوی:
ص 59  مفهوم‌پردازی بومی جامعه ی مدنی ایران.
ص 62  طرح «منبر» به عنوان نهاد اجتماعی جامعه‌ی شیعی.
ص 65  دارالاسلام در برابر دارالحرب (تلاش برای شناخت جامعه‌ی اسلامی از خلال مفاهیم خودش).
 
2-2- نقاط قوت فرمی:
2-2-1- ارائه‌ی شفاف و صریح مفروضات اصلی، ادعاها و ایده‌های بنیادین در ابتدای هر بخش.
2-2-2- تیترهای جامع و مانع اصلی و میانی.
 
 
3- نقاط ضعف:
3-1- نقاط ضعف محتوایی:
3-1-1- «من سعی کرده‌ام تا خودم را فقط در یک چهارچوب نظری خاص محبوس نکنم» (ص24) آیا این عدم استفاده از چهارچوب نظری خاص (با لفظ منفی «محبوس کردن») یک نکته‌ی مثبت است؟
3-1-2- «در زمان خلیفه‌ی چهارم، علی‌ابن‌ابیطالب، مسأله‌ی مربوط به جانشین بحق پیامبر، امت مسلمان را به دو گروه سنی و شیعه تقسیم کرد» (ص46)  اما این قضیه به سقیفه برمی‌گرده.
 
3-1-3- ارجاع به متون غیراصلی: در گزاره‌هایی مثل «با مرگ آخرین نواب، غیبت کبری امام زمان شروع شد» (ص47) به جای متون اصلی اسلامی به الگار ارجاع می‌ده یا در ص 55 برای دعوای اخباری- اصولی به کدی!
 
3-1-4- طرح برخی ایده‌های شاذ بدون رفرنس یا استدلال جدی:
ص 56 : سنخیت بیشتر مفهوم «بازار» با مفهوم «امت».
ص61 : برقراری امنیت در دوره‌هایی خاص توسط لوطی‌های زیر نظر علماء
ص 68: اثر صوفی‌گری بر شیعه چندان زیاد نبوده است.
ص 80: گزاره‌ی سنگین تبدیل آتشکده‌های کنار بازار به مساجد جامع.
ص 81: گزاره‌ی مهم مهاجرت گسترده علمای سنی از ایران صفوی.
ص 120: «مبارزه‌ی مردم که بیشتر شامل بازاری‌ها، توده‌های فقیر شهری و طلاب بود....»
ص 139: دو نقل قول مهم از نایینی بدون رفرنس.
ص164: دخالت رضاشاه در گواهینامه‌های تحصیلی طلاب
 
3-1-5- نیت‌خوانی‌های بدون رفرنس:
ص 67: تعمیم سکوت علماء در دوره‌ صفویه و نیت‌خوانی و ارتباط دادنش به ترس از عثمانی.
ص 70: نسبت دادن توصیف سنگین «طرحی آگاهانه» به کنش دینی‌های بازاریان
3-1-6- «بسیاری از علماء از رده‌ی بازاریان برمی‌خاستند» (ص70 به نقل از Wilber:1981) واقعاً اینطور بوده؟! به نظر نمی‌رسد.
 
3-1-7- تناقض محتوایی برخی گزاره‌ها: «دهقانان 80 درصد جمعیت ایران در آستانه مشروطیت» (ص108) در حالی که ص 106: «حدود 4.5 میلیون نفر از 9 میلیون ایرانی در 1891 در روستا زندگی می‌کردند»؟!
ص 130: در ایده‌های رهبران مذهبی مشروطه ردی از سکولاریسم نبود ص130: یکی از دو رهبر مهم مشروطه طباطبایی بود ص131: طباطبایی رگه‌هایی از عرفی‌گرایی را نشان می‌داد!!!  ص132: در در تمام مطالب طباطبایی درباره‌ی مشروطیت اثری از جدایی قدرت دینی و سیاسی نیست!

3-2- نقاط ضعف فرمی:
3-2-1- مشخصات کامل اثر اصلی (سال چاپ، انتشارات) در متن ترجمه شده ذکر نشده است.
3-2-2- نوع پانوشت ارجاع‌دهنده به بخش پایانی نوعی تشتت ذهنی و انقطاع در مطالعه را ایجاد می‌کند.
3-2-3- اشتباه بودن شماره‌ی برخی پانوشت‌ها:  مثل شماره‌های (37) ص59.
3-2-4- تکرار مکرر مطالب و گزاره‌ها: ص82 دوباره در ص85 و 86/133 تکرار 132 و 131. / ص160/
3-2-5- تاریخ‌ها را به صورت یک‌دست به کار نمی‌برد و مدام بین تاریخ‌های شمسی، قمری و میلادی سر می‌خورد: باعث عدم انسجام ذهنی خواننده می‌شود. مثال‌ها: ص 93، 99،
3-2-6- چرا منابع پایانی رو به صورت «گزیده» آورده؟! ردیابی متون رو غیرممکن کرده!

4- ایده‌های اصلی:
4-1- «موضوع اصلی این کتاب دو انقلاب ایران است. پرسش اصلی من در ابتدا این بود که چرا روحانیت که در انقلاب مشروطه، هنگامی که ایران جامعه‌ی سنتی بود قدرت سیاسی را به دست نگرفت ولی در انقلاب 57-59 که ایران جامعه‌ای امروزین (مدرن) بود توانست قدرت سیاسی را به دست بگیرد؟» (ص24).
4-2- «فرضیه‌ی اصلی نوشته من این است که در حالی که علماء برای این در انقلاب مشروطه شرکت کردند که روی نظام سیاسی تأثیر بگذارند و موقعیت خود را در جامعه‌ی مدنی ایران تقویت کنند. در انقلاب اسلامی با این منظور مشارکت کردند که قدرت سیاسی را به دست بگیرند و جامعه‌ی ایران را به نحوی بازسازی کنند که حوزه‌ی سیاسی  و حوزه‌ی مدنی جامعه در هم ادغام شود». (ص 32).
4-3- «من مدعی شده‌ام که ایران دارای جامعه‌ی مدنی بوده‌ است هر چند که این جامعه‌ی مدنی با آن‌چه در تصور غربی از جامعه‌ی مدنی وجود داشته تفاوت مهمی دارد. این جامعه‌ی مدنی بیش از آن‌که جامع مدنی افراد شهروند و اجتماعات آن‌ها باشد، جامعه‌ی مدنی نهادها و جماعات است». (ص34).
4-4- «یکی از مدعیات اصلی این کتاب آن است که جامعه‌ی مدنی سنتی و نوین در ایران به مثابه‌ منبع مرجعیت اجتماعی و پایگاه بسیج اجتماعی در انقلاب اسلامی سال 1357 نقش عمده‌ای بازی کرد.» (ص36).
 
5- بحث و پرسش:5-1- عنوان انگلیسی اصلی اثر «ایران انقلابی: جامعه‌ی مدنی و دولت در فرآیند مدرنیزاسیون» است.
5-2- آیا ترکیب اضافی «مجتهد سنی» (ص48) تعبیر درستی‌ه؟ آیا اهل سنت هم از مفهوم و عبارت «اجتهاد» استفاده می‌کنند یا باید گفت «عالم» سنی؟
5-3- «آل بویه مذهبی جدا از مذهب سایر کشورهای سنی که در پیرامون ایران بودند نداشتند» (ص50)  مگر آل‌بویه شیعه نبودند؟
5-4- «علمای شیعه از طریق همکاری با شاهان صفوی ... انحصار امر به معروف و نهی از منکر را به دست آوردند» (ص52)  ؟
5-5- «در میان شیعه بر خلاف کلیسا، چنان‌که امانت می‌گوید هیچ منصب نهادی‌شده‌ وجود نداشت» (ص53)  بر خلاف ایده‌ای که شیعه از جهت نهاد روحانیت شبیه کاتولیک‌هاست.
5-6- تفاوت دو مفهوم «مرجع تقلید تام» و «مرجع تقلید کامل» (ص54) چیست؟
5-7- «دورکهایم جامعه‌ی مدنی را به حیطه‌ی عناصر پیش‌قراردادی و به قلمروی جامعه‌پذیری می برد منظور آن است که قراردادهای منفرد سرچشمه‌ی نظم اجتماعی نو نیست بلکه نظم اجتماعی  مقدم بر قراردادها و مبتنی بر تقسیم کار است» (ص59)  آیا از تقسیم کار دورکیم چنین چیزی درمی‌آید؟ آیا دورکیم به این شفافیت از مفهوم جامعه‌ی مدنی صحبت کرده‌است؟
5-8- «گروهی از دانشمندان علوم‌اجتماعی که نگرش آن‌ها به نهضت اجتماعی جامعه‌ی مدنی جدید معروف شده‌است...» (ص60). این‌ها چه کسانی بودند؟ چه می‌گفتند؟
5-9- این رفرنس‌های لاتین در متن (مثلاً خمینی: 1943 یا کسروی: 1951 یا نائینی: 1955) یعنی ترجمه شدند این آثار به لاتین؟! اگر چرا به لاتین ذکر کرده مترجم؟!
 
6- ایده‌های ضمنی برای من:
6-1- دوره‌بندی از تاریخ ایران بعد از اسلام:
اسلامی شدن (فتح ایران توسط اعراب)/شیعی شدن (صفویه)/قانونمداری (مشروطه)/روحانی‌سالاری (57)
6-2- واژه‌ی «دولت» ابداع صفویان بوده‌است (ص 50).
6-3- «مرجعیت عامه» شیعه یه دوره‌ی خاص بوده، قبل و بعدش نبوده. (ص52).
6-4- یه مفهوم تاریخی نزدیک به «ولایت مطلقه‌ی فقیه»  «مرجع تقلید تام» (مرجعی که بر سایر مراجع و کل جماعت مرجعیت دارد). (ص52).
6-5- اهمیت پیوندهای زناشویی (نهاد ازدواج) در تقویت ارتباط بازار و علماء (کارکردهای پنهان مکانیزم‌های اجتماعی).
6-6- ص 79: بررسی روابط خانوادگی مراجع و بازاریان بزرگ.
6-7- ص118: «بازار و علماء همواره کنار یکدیگر بودند»  می‌شود احتمال داد این معادله بعد از انقلاب و در جای قدرت نشستن روحانیون تغییر کرده است؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر