۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

این سه سال و سه ماه؛ رابطه علماء و امیرکبیر

 
«قدرت اجتماعی علما عاملی بود که امیرکبیر میکوشید هر جا که میسر باشد آن را به نفع قدرت دولت محدود کند... تلاش مقدم امیر متوجه ایجاد یک دولت قوی شد، دولتی که نظم را به سراسر کشور بازگرداند و پیش شرط اصلاحات اجتماعی و اقتصادی باشد. او توانست شورش در شهرها و قبایل را فرونشاند و اصلاحات مهمی را شروع کند. اصلاحات امیر را می توان به سه دسته تقسیم کرد: 1- اصلاحات سیاسی 2- اصلاحات اقتصادی 3- اصلاحات اجتماعی.
... او نظام مالیاتی را نیز نظم داد و نظام تازه ای در جمع آوری مالیات ارائه داد که درآمد دولت را افزایش میداد و نقش علماء در جمع آوری مالیات را کاهش میداد.
... قصد دولت برای انحصار قدرت علماء بر امور قضایی به دلیل قدرت دینی - اجتماعی آنها به معارضه منجر میشد. امیرکبیر با وقوف به اهمیت عرصه دادرسی قضایی برای افزایش قدرت دولت در صدد برآمد جلوی گسترش دادگاه های شرع را به سود توسعه دادگاه های عرف که در دست دیوانخانه بود بگیرد... در دوره کوتاه صدارت امیرکبیر (سه سال و سه ماه) دیوانخانه بر دادگاه های شرع برتری گرفت. همه دعاوی می بایست ابتدا نزد دیوانخانه برده شود آنگاه اگر دعوایی صرفاً به حوزه دینی مربوط میشود به دادگاه شرع احاله شود... او علاوه بر محدود کردن نفوذ قضایی علماء، سعی کرد منابع نفوذ علماء در میان مردم مثل تعزیه و بست نشینی را را نیز محدود کند. بست به افراد تحت پیگرد قانونی امکان میداد به زیارتگاه ها و مسجدها پناه ببرند و از دستگیری مصون بمانند.
... نقش علماء در نهادهای اجتماعی، فرهنگی و سنتی همچون ازدواج، روضه خوانی و اوقاف ریشه عمیق داشت و با ابزار سیاسی قابل برداشتن نبود، چنانکه الگار اشاره میکند:
"دلبستگی عمیق و گسترده به تعزیه به عنوان وفاداری به تشیع نیرومندتر از آن بود که امیر حتی به کمک تحریم برخی علماء بتواند آن را در هم بشکند؛ و با توجه به مخالفت های شدید به ویژه از اصفهان و آذربایجان، امیر ناگزیر شد از این قصد دسا بردارد (Algar, 1969)."
... سومین منبع مخالفت با امیرکبیر از جانب علماء بود... »
 
منبع: مسعود کمالی، جامعه مدنی، دولت و نوسازی در ایران معاصر، ترجمه کمال پولادی، تهران: نشر باز، صص 93 تا 100.
 
 
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر