۱۳۹۱ تیر ۳۰, جمعه

منافع "ما"، خون "آنها"


همیشه شخصیتها و گروه هایی که از منافع طبقاتی، شخصی، حزبی و خلاصه "خودشان" برای مصالح جمعی و احقاق حق دیگری گذشته اند، برایم جذاب بوده اند و بالعکس کسانی که منافع طبقاتی، ملی یا شخصی خودشان را دستاویز ظلم و تعدی به دیگری کرده اند، منفور.
مثلاً علمای پیشروی مشروطه (طباطبایی، نایینی و بهبهانی) همیشه برایم شخصیت های ستایش برانگیزی بوده اند. همین آیت الله نایینی که با نوشتن "تنبیه الامه" در زمان مشروطه و اقداماتش، با اینکه میدانسته بر ضد منافع طبقاتی اش به عنوان یک مرجع تقلید آینده و روحانیت عمل میکند اما به دفاع از مشروطه برمیخیزد. نایینی میگوید: "این عدالتخانه که میخواهیم نخست زیانش به خود ماست، چه مردم آسوده باشند و ستم نبینند دیگر از ما بی نیاز گردند و درهای خانه های ما بسته شود ولی چون عمر من و تو گذشته کاری کنید که نام نیکی از شما در جهان بماند" (حائری، تشیع و مشروطیت در ایران/ص106).
اما "حضرات" فعلی و مدافعانشان در مورد سوریه چه منطقی دارند؟ به سخنرانی هایشان نگاه کنید: منافع ملی ایران، جلو بردن مرزهای استراتژیک و ژئوپولوتیک ملی، بردن جنگ به بیرون از مرزهای ملی، دفاع از اقلیت شیعه ی علوی و  ... به چه قیمت؟ به قیمت 15 هزار کشته؟ اینهمه آواره؟ اینهمه جنایت؟ ایستادن پشت سر دیکتاتور خوش چهره ی جنایتکار؟ ماهیت تمام این استدلالات چیست؟ "منافع ما" به قیمت جان و مال و زندگی دیگران.
نه! من خوشحالم! خوشحالم که بشار دارد به خفت میفتد. خوشحالم که که این "ما" دارد میشکند. "ما"یی که دو پایش در ظلم استوار شده است. دیکتاتور! به پایان سلام کن!

پانوشت: صد البته نگران هم هستم. که این تغییر خودش ظلمهای جدیدی را رقم نزند. در حق علوی ها، در حق فلسطینی ها و هر کسی که آنجا مستعد مورد ظلم واقع شدن است..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر