۱۳۹۱ تیر ۲۶, دوشنبه

دو سویه گی موازی

"چیزها"ی زندگی (احساسات، سفرها، موفقیت ها، لذت ها، ..) غالباً دو سویه دارند. دو سویه ای که با هم و در یک لحظه آغاز میشوند. در لذت ها، دست یازیدن به آغازیدن لذت، سرآغاز اتمام آن نیز هست. درست در یک نقطه، "شوق آغاز" با "نگرانی پایان" پیوند میخورد. آغاز یک سفر دلنشین، شروع شمارش معکوس برای پایان آن و دوست داشتن .. (این یکی هست آیا؟) .. درست مثل خریدن یک بستنی چوبی، دقیقن در لحظه ای که سراسر خواهش آن هستی و به دندان کشیدنش، با آغاز نگرانی از به پایان رسیدنش و خوردن دندان به چوب بستنی.. یا شب پیروزی یک انقلاب که در نقطه ی آغاز یک خوشحالی بی حد و حصر، نگرانی فرداهای از دست دادن این شادی نیز متولد میشود.. صد البته که این دو سویه گی در مورد "چیزها"ی غمناک یا مستأصل کننده نیز صدق میکند: آنجا که نقطه ی اوج استیصال، لحظه ی رسیدن به عمق نیمه شب، آغاز سراشیبی اتمام غم و پایان سیاهی است..
این یکی از عمرانه ترین برداشت های شخصی من از تجربه ی زیستن است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر