۱۳۹۱ فروردین ۱۹, شنبه

چگونه اعتکاف موفق شد؟

مقدمه
با دلایل متعدد کمّی و کیفی می‌توان ادعا کرد که دو برنامه‌ی فرهنگی «راهیان نور» و «اعتکاف» از برنامه‌های موفق فرهنگی سه دهه‌ی پس از پیروزی انقلاب بوده‌اند. به جاست که این پرسش مطرح شود که دلایل اجتماعی احتمالی موفقیت چشمگیر این دو برنامه‌ی فرهنگی (در مقابل عدم موفقیت برنامه‌های فراوان فرهنگی دیگر علیرغم صرف بودجه‌های کلان) چه بوده‌است؟ 
در قسمت قبلی به بررسی دلایل اجتماعی موفقیت برنامه ی «راهیان نور» در جذب مخاطب پرداختیم. در این قسمت به بررسی دومین برنامه ی فرهنگی موفق جمهوری اسلامی در سالهای پس از انقلاب یعنی «اعتکاف» خواهیم پرداخت.
یکی از این برنامه‌های موفق اعتکاف بوده است. «اعتکاف» در لغت به معنای درنگ کردن و ادامه دادن است و در دین اسلام منظور از اعتکاف آن است که شخص برای مدتی به منظور عبادت در مسجد متوقف شود.
مشهورترین ایام برای اعتکاف «ایام‌البیض» یعنی روزهای سیزدهم، چهاردم و پانزدهم ماه رجب و ده روز آخر ماه رمضان است. 
ظاهراً تاریخچه‌ی انجام اعتکاف در ایران به صورت مناسکی جمعی به دوران صفوی بازمی‌گردد که طی آن شیخ بهایی (952-1030 ه.ق) و شیخ لطف‌الله میسی عاملی اصفهانی (متوفای 1032 یا 1034 ه.ق) با توجه خاص به این سنت، در برخی شهرهای ایران مثل قزوین و اصفهان آن را برگزار می‌کردند. 


در سال‌های پیش از انقلاب این مراسم به صورت کامل در سطح عمومی و غیرحوزوی ناشناخته بود. در سال‌های پس از انقلاب، ظاهراً انجام این سنت به صورت مناسکی جمعی از شهر قم و توسط میرزا مهدی بروجردی آغاز شد. اما تا سال 1375 این سنت دینی به صورت گسترده و در سطح وسیع انجام نمی‌شد. از این سال با پیشنهاد و مداخله‌ی سازمان تبلیغات اسلامی این مراسم در سطح کشوری ترویج و برگزار می‌شود.

الف. دلایل اجمالی موفق دانستن برنامه «اعتکاف»
1. رشد مداوم تعداد شرکت‌کنندگان: از سال 1375 و با آغاز ترویج و برگزاری این مراسم، آمارها مداوماً از افزایش تعداد شرکت‌کنندگان در مراسم حکایت دارند. به طوری که مطابق آمارهای سازمان تبلیغات اسلامی، در سال 1382، 144 هزار نفر و در سال 1389 بیش از 600 هزار نفر در این مراسم شرکت کرده‌اند. این به آن معناست که در کمتر از هفت سال، تعداد شرکت‌کنندگان در مراسم بیش از چهار برابر شده است. این مورد به تنهایی خود می‌تواند نشان از موفقیت جدی این برنامه در جذب مخاطب داشته‌باشد.

2. گستردگی مویرگی در سطح کشور: یکی دیگر از نقاط قوت برنامه، گستردگی مویرگی آن در سطح کشور است؛ به این معنا که این برنامه به طور هم‌زمان در تمامی شهرهای بزرگ، شهرستان ها و حتی برخی روستاهای کشور برگزار می‌شود و تها مختص شهرهای بزرگ نیست. 

3. شرکت طیف‌های مختلف جامعه: یکی دیگر از مواردی که باعث می شود این برنامه به عنوان یک برنامه‌ی موفق فرهنگی مطرح شود، توانایی جذب مخاطبانی از اقشار و اصناف مختلف به برنامه است. آمارهای منتشر شده از طرف سازمان تبلغات اسلامی نشان می‌دهد که اقشار مختلف سنی، تحصیلی، شغلی و جنسیتی در این برنامه شرکت داشته‌اند. به عنوان نمونه فقط در سال 1388، 65 هزار نفر با مدرک فوق دیپلم، 72 هزار نفر با مدرک لیسانس و 21 هزار نفر با مدرک فوق لیسانس یا بالاتر در برنامه حضور داشته‌اند. 
همچنین به لحاظ شغلی در همین سال، 88 هزار کارمند، 69 هزار نفر کارگر، 67 هزار نفر بازنشسته و 77 هزار نفر طلبه و دانشجو در این مراسم شرکت‌ کرده‌اند. 
به لحاظ جنسیتی نیز در همان سال 88، 67 درصد شرکت‌کنندگان را زنان و 33 درصد آنان را مردان تشکیل می‌داده‌اند. تمامی این آمارها نشان‌دهنده‌ی موفقیت این برنامه در جذب مخاطبین گسترده‌ای از اقشار مختلف جامعه بوده‌است. 
نکته‌ی مهمی که به لحاظ جامعه‌شناختی با در دست داشتن این آمارها به نظر می‌رسد آن است که بر اساس منطق «منحنی نرمال انتشار یک پدیده‌ی اجتماعی»، هنگامی که تعداد قابل توجهی از افراد جامعه به خصوص در اقشار مختلف به یک پدیده‌ی اجتماعی روی آورند، آن پدیده روی منحنی نرمال انتشار قرار خواهد گرفت و به زودی اقشار بسیار بیشتری از افراد جامعه را به مانند لغزیدن یک گلوله ی برف و ایجاد یک بهمن در آن فرآیند درگیر خواهد نمود (برای توضیح بیشتر در این مورد. نگ. توسعه و تضاد، فرامرز رفیع‌پور). به نظر می‌رسد که مراسم اعتکاف در حال نزدیک شدن به چنین وضعیتی است.

4. موفقیت در جذب گروه هدف: یکی از مهم‌ترین گروه‌های هدف اعلام‌شده‌ی این برنامه و سایر برنامه‌های مشابه فرهنگی در طول سی‌سال اخیر، با توجه به هرم سنی و جوان بودن جدی جمعیت کشور، جوانان و نوجوانان بوده‌اند. 
آمارها نشان می‌دهد که برنامه‌ی اعتکاف در جذب این گروه هدف خود تا حد بسیار زیادی موفق عمل کرده‌است. به عنوان مثال آمارهای سازمان تبلیغات اسلامی نشان می‌دهند که در سال 1388 بیش از هفتاد درصد از شرکت‌کنندگان در برنامه جوانان و نوجوانان بوده‌اند. تنها در سال 1389، 20 هزار نفر دانشجو از 33 دانشگاه کشور در مراسم اعتکاف رجبیه شرکت کرده‌اند. 

با توجه به دلایل چهارگانه‌ی فوق به نظر می‌رسد که گزاره‌ی «اعتکاف از موفق‌ترین برنامه‌های سی‌سال گذشته‌ی جمهوری اسلامی بوده‌است» قابل دفاع می‌باشد. اینک به عنوان یک دانشجوی جامعه‌شناسی باید پرسید دلایل اجتماعی موفقیت این برنامه چه بوده‌است؟


ب. برخی دلایل احتمالیِ اجتماعیِ موفقیتِ «اعتکاف»
1. پاسخ به دو نیاز اجتماعی جامعه‌ی ایران:
1-1- نیاز به «خلوت و آرامش» در جامعه‌ی شبه‌مدرن: 
جامعه‌ی امروز ایران، به دلیل شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی‌اش، به خصوص در شهرهای بزرگ مقدار زیادی فشار روانی بر افراد جامعه وارد می‌کند. عواملی چون پیش‌بینی ناپذیری‌ها، فشارهای شدید اقتصادی همراه با افت و خیزهای پیاپی و نامنظم قیمت‌ها، تورم افسارگسیخته، سر در گمی‌های اخلاقی اجتماعی مبتلابه یک جامعه‌ی در حال گذار از سنت به مدرنیته (؟) و امثال آن همگی دست به دست هم داده‌اند تا آرامش روانی و خلوت فردی را از بسیاری از اعضاء جامعه بگیرند. نشانه‌های فراوانی از نمودهای بیرونی این فشار اجتماعی بیرونی به چشم می‌خورد: افزایش زد و خوردهای روزمره‌ی خیابانی در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ و افزایش شدید آمارهای قتل و ضرب و جرح مربوط به آن، شیوع قابل توجه موارد بیماری‌های روانی مرتبط با استرس، افزایش نرخ طلاق و مواردی از این دست همه و همه می‌توانند با این متغیر در ارتباط باشند. 
در چنین جامعه‌ای، «نیاز به آرامش و خلوت» به امری مطلوب، کمیاب و خواستنی بدل می شود و افراد جامعه سعی می‌کنند از راه‌های گوناگون به این هدف دست یابند. افزایش نرخ مشارکت در کلاس‌های مدیتشین، NLP، عرفان‌های شرقی و امثال آن می‌تواند در ارتباط با چنین تلاشی در جهت دستیابی به حداقلی از آرامش قلمداد شود. 
از این منظر، مراسم «اعتکاف» به عنوان مراسمی که مبنای آن خلوت گزیدن و دوری از اشتغالات دنیوی است پتانسیل پاسخگویی به این نیاز اجتماعی را دارد. فرد، با این هدف که سه روز از تمامی این اشتغالات، گرفتاری‌ها و فشارهای روانی دور باشد به چنین فعالیتی روی خوش نشان می‌دهد. 

1-2- راز و نیاز فردی:
اگر این گزاره‌ی دورکیم جامعه‌شناس فرانسوی را بپذیریم که در جامعه‌ی در حال گذار «خدایان قدیم مرده‌اند و خدایان جدید به دنیا نیامده‌اند و این‌گونه است که در زمانه‌ی بی‌اخلاقی به‌سر می‌بریم»، آن‌گاه وضعیت امروز جامعه‌ی ایرانی بیشتر قابل درک می شود: بسیاری از ارزش‌های سنتی جامعه ایرانی تغییر یافته، از بین رفته یا در حال تغییر شکل به وضعیتی جدید هستند. در چنین وضعیتی، نیاز به بازسازی اعتقادات اخلاقی فردی به منظور نیازهای روانی و اجتماعی در افراد جامعه پیدا می‌شود. از آن‌جا که – علیرغم تمامی تغییرات به وجود آمده‌ی جهانی- هنوز هم بخش قریب به اتفاقی از جامعه‌ی بشری بدون داشتن تصوری از «خداوند» امکان زیست فردی و اجتماعی برای خود متصور نیست، دین‌ (یا دینداری) خود را به صورت فردی‌تر و شخصی‌تر بازسازی می‌کند و دوباره به ساحت اجتماعی بازمی‌گردد. 
در جامعه‌ی ایران، شکل‌گیری و رواج یافتن خارق‌العاده‌ی انواعی از دینداری‌های جدید یا جریان‌های معنویت‌گرای نو مانند عرفان‌های نوظهور، عرفان حلقه و امثال آن می‌تواند مثال‌هایی مؤید چنین فرضیه‌ای باشد. 
در چنین شرایطی، اعتکاف، به عنوان یک برنامه‌ی دارای ماهیت ترکیبی از عناصر جمعی و گروهی و نیز با رعایت دایره‌ی فردیت معتکف که مبتنی بر راز و نیاز با خداوند است و فرد می‌تواند به صورت شخصی‌تر، آزادانه‌تر و ساختارشکنانه‌تر (نسبت به ارتباطی معنوی جمعی کادربندی شده‌ای چون نماز جماعت، نماز جمعه، قرائت جمعی هفتگی ادعیه و...) را در آن تجربه کند مطلوبیت اجتماعی خواهد یافت. جایی که هم نیاز به ارتباط معنوی فرد را ارضا می‌کند و هم فردیت او را تا حد قابل توجهی حفظ می‌نماید. 
برای روشن‌تر شدن و مستندتر کردن چنین ادعایی، بهتر است نگاهی به محورهای اصلی اعلام شده برای مراسم اعتکاف از طرف «ستاد مرکزی اعتکاف قم» به نقل از سایت این مرکز بیندازیم:
1- به تصویر کشیدن برقراری ارتباط درونی و عوالم روحانی
2- روایت بیدلانه‌ی جاذبه‌های معنوی ماورایی حاکم بر روابط بندگان با خدا
3- آثار شب‌زنده‌داری و سحرخیزی
4- جاذبه‌های خودآرایی به فضایل اخلاقی و خودپیرایی از رذایل نفسانی
5- لذات ستایش و پرستش و نیایش به درگاه ذات ربوبی
6- آثار انس با قرآن کریم و ادعیه‌ی مأثوره از حضرات معصومین
7- رهاورد سیر و سفرهای آفاقی و انفسی برای ساکنان طریق معرفت
8- اهمیت خلوت‌گزینی‌ها در پیدایش آلایش‌های درونی
9- آثار همدلی‌های به دست آمده در سایه‌ی اعتکاف.»
همان‌طور که مشاهده می‌شود، میزان فردیت رابطه با خدا در گزاره‌های فوق بسیار بالاتر از انواع آشنای جمعی دیگر مناسک دینی در سی سال گذشته ‌است. 


2. تجربه‌ی رابطه ی دینی غیرسیاسی
توفق یافتن میدان «سیاست» و منطق آن بر سایر میدان‌ها با توجیهات گوناگون در طول سی سال گذشته در جامعه‌ی ایران به وضوح قابل لمس است. یکی از این میادین اشغال‌شده توسط میدان سیاست، میدان دین بوده‌است. به این معنا که شعار «دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست» به سیاسی شدن شدید مناسک و بسیاری فضاهای دینی انجامیده‌است که مطابق سنت و تاریخچه‌، لااقل در قرن‌های گذشته تا این حد سیاسی نبوده‌اند. تبدیل شدن عملی بسیاری از منساک دینی به مراسم «سیاسی-عبادی» مانند نماز جمعه که حتی گاهی میزان سیاسی بودن آن‌ها، دینی و مذهبی بودنشان را به حاشیه برده‌است، مخاطبان فراوانی را از حضور در این فضاها منصرف کرده و البته در مقابل تا حدی انواعی دیگر از مخاطبان را به این عرصه‌ها وارد کرده‌است. گرچه که به نظر می‌رسد آمارها نشاندهنده‌ی ریزش بیشتر مخاطبان این مناسک دینی نسبت به رویش‌های آن بوده‌اند. 
در چنین فضای سیاست زده‌ای، یافتن مکانی برای راز و نیاز «غیرسیاسی» با خداوند به نیاز و خواستی اجتماعی بدل شده‌است. اعتکاف، با برخورداری از بار و محتوایی حداقلی از سیاست، فضا را برای چنین مخطبانی مهیا کرده‌است تا بدون واهمه از قرار گرفتن در معرض پیام‌های سیاسی، بتوانند ساعاتی را به رفع نیاز معنوی شان اختصاص دهند. محورهای نه‌گانه‌ی برشمرده شده در مورد قبلی، همگی مؤید همین غیرسیاسی بودن این برنامه‌ هستند که به جذب مخاطبانی وسیع‌تر و متنوع‌تر منجر شده‌است.

3. مناسک دینی، مخاطب دیندار
می‌توان گفت که جامعه‌ی ایرانی، مطابق پژوهش‌های مختلف صورت گرفته- علیرغم تفاوت‌ تعبیرها و تفسیرها- جامعه‌ای دیندار است و جایگاه دین در ساحت زندگی فردی و اجتماعی غالب اقشار جامعه با تفاوت‌هایی، همچنان پراهمیت و محوری است. 
با چنین زمینه‌ای، می‌توان پیشبینی کرد که چنین جامعه ای نسبت به مناسک دینی، به صورت پیشینی، غالباً دیدی مثبت و یا لااقل غیرتهاجمی خواهد داشت. به بیان دیگر، نفس «دینی بودن» برنامه‌ی اعتکاف، به موفقیت آن در جذب مخاطب دامن زده‌است. 

4. حفظ تداوم در برگزاری سالانه
یکی دیگر از دلایل اجتماعی احتمالی موفقیت برنامه‌ی اعتکاف در جذب مخاطب، تداوم اجرای برنامه در یک بازه‌ی زمانی نسبتاً طولانی (حدود 15 ساله) به صورت سالانه بوده‌است. شاید اگر چنین تداومی توسط متولیان در برگزاری برنامه رعایت نمی‌شد، امروز ما شاهد افزایش قابل توجه نرخ استقبال مخاطبان برنامه اعتکاف به صورت سالانه نبودیم. 

5. نهادسازی و همکاری بین نهادی
یکی دیگر از نقاط قوت اجتماعی برنامه که به موفقیت آن انجامیده‌است، نهادسازی مناسب جهت هماهنگی بین نهادهای مختلف درگیر و سهیم در اجرای برنامه بوده‌است. «ستاد مرکزی اعتکاف» که در قم واقع است توانسته در طول این سال‌ها به عنوان هماهنگ‌کننده‌ی این کار تیمی بین‌نهادی نقش قابل توجهی ایفا نماید. 
چنین نهادسازی به جایی برای فعالیتی که متولد شده و در حال رشد و نمو بوده‌است و نیز کار تیمی بین نهادها و ارگان‌های مختلف زیر نظر نهاد مدیریتی واحد، نمونه‌ی مناسبی از فعالیت جذاب فرهنگی را برای اقشار قابل توجهی از جامعه به وجود آورده‌است. 


در همین رابطه:


منابع:
سایت ستاد مرکزی اعتکاف قم، قابل دسترسی به نشانی:
www.etekaf.org
سایت آستان قدس رضوی، «اعتکاف امسال به روایت آمار»، قابل دسترسی به نشانی:
WWW.aqrazavi.org
البرز نیوز، «مسابقه‌ی قرآنی سوره‌ی کهف 1444»، قابل دسترسی به نشانی:
WWW.khabaryab.com
خبرگزاری مهر، «600 هزار نفر امسال معتکف می‌شوند»، قابل دسترسی به نشانی:
www.mehrnews.com
سایت خیمه، «اعتکاف فرصتی گرانبها»، قابل دسترسی به نشانی:
www.hawzah.net
سایت مرکز فرهنگی اردوهای دانشجویی (مفاد)، «20 هزار نفر دانشجو در مراسم اعتکاف شرکت کردند»، قابل دسترسی به نشانی:
www.mafad.ir
رفیع پور، فرامرز (1380)، توسعه و تضاد، چاپ پنجم، تهران: شرکت سهامی انتشار.
دورکیم، امیل (1386)، صور بنیانی حیات دینی، ترجمۀ باقر پرهام، تهران: نشر مرکز.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر