۱۳۹۰ دی ۳, شنبه

من؛ زن: زخمی ِ مغرور

تقدیم به +ترنم ایزدی و تمامی دخترانی که قدم، قدم، با زخمهای ناگفته ی هر روزه ی پاها و ذهن هایشان، راه های نو و روشن میآفرینند ..
-------------------------------------------------------------------------------------------
از جاده های خاکستری سرد
از مقابل چشمهای سرخ پر از خشم و پیش فرض های خاردار
از تمامی شبهای تهمت و توقع و تحقیر
از شیب های تند ِ همه جا حاضر ِ "ضعیفه"، "زن"، "عروسک"، "ملعبه"، "تن"
از شنزارهای روزمره ی سمج "تو هیچ جا نمیروی"
زخمی، غمین،
گاه خسته، فسرده،
گذشتی اما
کلام تو، نگاه تو، هر روز در راه بودن و راه آفریدنت
بوی حماسه،
رنگ غرور،
طعم امید میدهد از هر کرانه اش.. ..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر