۱۳۹۰ آذر ۲۷, یکشنبه

مسیحا..

در من،
یک کولی سرگشته‌ی گیتار به دست
در من
آن مرد جنگی بی منطق غیور
در من
غزلسراترین شاعر پیمانه به دست کوچه نشین
در من
کودک بی‌تاب بوسه و آغوش
این همه را صور ِ دمنده‌ی ِ تار ِ موی ِ رها شده در بادت
بیدار کرده است
رهاشان مکن!

۴ نظر: