۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه

"فقط"های ما..


امروز شمردم و دیدم ماکس وبر در مقدمه‌ی 9 صفحه‌ای اخلاق پروتستانی، 19 بار از عباراتی مثل: فقط در غرب، تنها در غرب، غیر از غرب هیچ تمدنی...، جز نزد ما، در هیچ جای دیگر، فقط در مغرب زمین و مانند اون استفاده کرده. بخشی از این مسأله به این برمی‌گرده احتمالاً داشته طرح بحث می‌کرده و منطقاً باید طوری مسأله رو برساخت می‌کرده که به قول استادم سارا شریعتی، گویی این مسأله مهمترین مسأله‌ی جهانه! بخشی‌اش هم احتمالاً به این مسأله برمی‌گرده که اون دوره، دوره‌ی تسلط گفتمان وراثت و انسانشناسی و احساس خودبرتربینی شدید غرب بوده، و بخشی‌اش احتمالاً هم به عدم تسلط وبر و سایر متفکرین غربی بر تحولات سایر بخش‌های جهان (البته در مقایسه با تسلطشون به وقایع و داده‌های مغرب زمین) برمی‌گشته. اما با این‌همه فکر می‌کنم وقت اون رسیده (و خیلی هم دیر شده!) که ما خودمون هم به عنوان دانشجوی جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی و علوم انسانی به "فقط" های خاص خودمون فکر کنیم.. به چیزهایی که نزد ماست و ویژگی‌های متمایزکننده‌ی جهان زیست ما در این گوشه از دنیاست.. برای اون‌که خودمون رو بشناسیم و بشناسونیم.. ما در عمل به «مفهوم‌سازی روشمند منظم بومی خلاقانه» احتیاج داریم.. مثلاً آیا تا به حال به سراغ مفهوم‌های خاصی چون «روزی» رفتیم؟ روزی چیه؟ یه ایرانی ازش چی میفهمه؟ چقدر فرهنگ و سنت و معنا پشت این واژه است.. "توکل"، "بخت"، قربونی"، "چشم زخم"، "حرز"، "وان یکاد"، "آیت الکرسی"، ..
ما باید به سراغ یافتن، برساخت کردن و مفهوم‌سازی «فقط»های خودمون بریم.. اینطوری هم به جامعه‌شناسی در مقیاس جهانی کمک کردیم و هم خودمون رو بیشتر و بیشتر شناختیم...

و من بر خلاف خیلی‌ها فکر می‌کنم که روش (متد) و نظریات جامعه‌شناختی میتونه ابزار خیلی خوبی باشه برای کسب این شناخت.. نظریاتی که در همین مسیر ممکنه ناکارآیی‌شون، نه از بیرون و به شیوه‌ی سلبی و مغرضانه، که به شیوه‌ای ایجابی و همدلانه حک و اصلاح هم بشه...

۲ نظر:

  1. بحث دقیق و لازمی بود مهدی جون
    ممنونم ازت
    این تکرار وبر همیشه من رو به فکر فرو میبره درباره فقط غرب//////

    پاسخحذف
  2. مرسی عزیز برادر.. به امید دیدنت.. زود... زود..

    پاسخحذف