۱۳۹۰ شهریور ۱۰, پنجشنبه

یه درخواست عاجزانه از دوستانی که به جلسه دفاعم خواهند اومد

سلام به همه‌ی دوستان زلال‌تر از آب چشمه و خوانندگان مهربان "باغچه"
خطاب این متن به دوستانیه که میخوان لطف کنن و روز سه‌شنبه قدم رنجه کنن برای جلسه‌ی دفاع پایان‌نامه‌ی من. میدونم که با وجود میل باطنی من این یه سنت شده که دوستان زحمت بکشن و با محبت و لطفشون گاهی دست گلی یا چیزی مثل این رو هدیه بیارن و من رو شرمنده‌تر از اینکه هستم بکنن. اما دو خواهش دارم از دوستان و آشنایان مهربانم:
اول اینکه این کار رو نکنن و بدونن که همون تشریف آوردن خودشون بزرگترین لطف و هدیه است برای من واقعن.
اما اگر اصرار به آوردن چیزی دارند، ازشون مصرانه خواهش میکنم که یه کار جایگزین به جاش بکنیم. واقعیت اینه که فلسفه‌ی هدیه خوشحال کردن کسی‌ه که هدیه رو دریافت می‌کنه و باور کنید که اگر این درخواست من رو قبول کنید من رو صدها برابر بیشتر خوشحال خواهید کرد:

من روز دفاع یه کارتن کوچیک آماده میکنم و روی میز میذارم و از همه‌ی کسایی که میخوان گل یا هدیه‌ای برام بیارن خواهش میکنم مبلغ نقدی اون رو داخل اون جعبه بریزن. پولی که جمع خواهد شد صرف خرید کتاب و مداد رنگی و اسباب‌بازی و لباس برای بچه‌های کار و خیابان خواهد شد.


همه‌ی این پولها رو جمع میکنیم و میدیم به دوستمون "شادی خوشکار" که لطف کنه و بنا بر تخصصی که داره این کار رو برامون انجام بده.حالا تصور کنید که توی اون جلسه "هیچ" گلی نباشه روی میز و هیچ هدیه‌ای رد و بدل نشه اما حتی سه تا لبخند بشینه بر صورت خسته‌ی سه تا گل واقعی شهرمون؛ سه تا کودک کار عزیز... همون‌ها که بعضی‌ها بودنشون رو هم انکار کردند.این یه خواهش جدیه. من ازتون خواهش میکنم یه جلسه‌ی دفاع بدون گل و هدیه برگزار کنیم؛ این برای همه‌مون بزرگترین هدیه خواهد بود.. باید نشون بدیم که این جلسه مال بچه‌های "جامعه‌شناسی"ه نه رشته‌های دیگه و باید فرقی باشه بین ما و دیگران...
مرسی از زلال بودن همه‌تون...

پانوشت: بهترین هدیه‌ی شخصی برای من اگر میخواید منت سرم بذارین و ازتون یادگاری داشته باشم، نوشته‌هاتونه. برام یادداشت‌هایی بنویسین و بدونین که ارزشمندتر از کلمات از دل برآمده‌تون چیزی سراغ ندارم..

۴ نظر:

  1. سلام
    باز هم تبریک میگویم
    این هم برگ سبزی تحفه درویش
    http://koodakehdai.blogfa.com/post-149.aspx
    امیدوارم مقبول افتد

    پاسخحذف
  2. سلام دوست نادیده ام. خیلی دلم می خواست می توانستم در آن جلسه شرکت کنم. متاسفانه گرفتاری های بیشمار زندگی نگذاشت تا از نزدیک به دیدارتان بیایم و گامی کوچک در این راه بردارم. منهم مبلغ بسیار ناچیز شاخه گل را از جانب شما به محل موسسه محک کودکان سرطانی تقدیم می کنم . امیدوارم همیشه سربلند باشید.

    پاسخحذف
  3. مادر کودکان اهدایی عزیز
    بازم ممنونم.. از اینجا هم میگم که واقعن خوبی خودتونه ورگنه من هیچکدوم از اینهایی که نوشته بودین نبوده و نیستم... مرسی واقعن..

    پاسخحذف
  4. آقا آرش عزیز
    بینهایت از لطف و محبت غنیمتتون ممنونم.. همین که انهمه به من لطف دارین خودش یه دنیا ارزش داره و مهه برام..
    اون خبری هم که فرمودید و کمکی که خواهید کرد که دگه نور علی نوره.. باز هم ممنونم آقا آرش عزیز..
    به امید موفقیتهای روزافزونتون..

    پاسخحذف