۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

رفوزه شدی بریتانیا..


امیل دورکیم در کتاب درخشان خود با عنوان "تقسیم کار اجتماعی" که آن را در سالهای ابتدایی قرن بیستم نوشت، مجازاتهای موجود در جوامع را به دو نوع "تنبیهی" و "ترمیمی" تقسیم کرد. از دید او جوامع بر حسب نوع روبط اجتماعی و سازماندهی درونی‌شان انواع مختلفی از مجازاتها را برای افرادشان اعمال میکنند. در جوامعی که او "مکانیکی" مینامید و مبتنی بر "شباهت" داشتن میان اعضاء جامعه در یک بیان کلی (در نوع رفتارها، نوع کشها، نوع ارزشها و ...) بودند، مجازاها تنبیهی بودند؛به این معنا که "وجدان جمعی" جامعه یا روح جمعی، میخواست هر طور شده از فرد "منحرف" از معیارهای جامعه "انتقام" بگیرد. آن فرد له میشد تا جامعه ی ملتهب آرام بگیرد و به یک معنا جامعه احساس کند که: هوم! تلافی کردم!
اما در جوامع به یک معنا پیشرفته تر که انسجامی از نوع "ارگانیک" داشت، جامعه مثل یک پازل بر اساس "ناهمگونی" میان افراد جامعه از جنبه های مختلف و مثبت تلقی شدن این تفاوتها بنیان میشد. در این جامعه، هدف از مجازات نه انتقام از فرد خاطی، که "ترمیم" و بهبود بخشی از اندام جامعه بود که بر اثر رفتار آن فرد خاطی، آسیب دیده بود.
به بیان من، شعار جوامع دسته ی اول "تنبیه میشوی تا مایه عبرت دیگران شوی" بود. اما در دسته ی دوم جوامع فرد فدا نمیشد تا جامعه درس عبرت بگیرد. او هم به مانند جزیی از جامعه مهم بود و باید تلاش میکرد تا آسیب به وجود آمده را جبران کند.
کشورهای اروپای غربی و به خصوص بریتانیا که مهد "اومانیسم" یا "انسانگرایی" بود از چنین الگویی تبعیت میکرده اند و این یک جهش و پیشرفت تاریخی قلمداد میشد.
اما امروز و در جریان حوادث اخیر بریتانیا، وقتی نخست وزیر این کشور میگوید: «باید مجازاتها به حدی سنگین باشد که "مایه ی عبرت" سایرین شود». یا حدود 2500 نفر بازداشت و در کمتر از یک هفته محاکمه میشوند و حتی برای دزدیدن یک بطری آبمعدنی به چند ماه زندان محکوم میشوند یا برای نوشتن یک توییت و پیغام در فضای مجازی و دعوت به اعتراض خیابانی به چهارسال!! زندان محکوم میشوند، از دید من یک عقبگرد دردناک و تراژیک اتفاق افتاده است. عقبگردی به طول بیش از یک قرن و عرض قرنها تلاش مصلحان شرقی و غربی؛ از گاندی گرفته تا نیچه و از دکارت تا هابز.. برای تو، این روزهایت و تلاشهایی که به هدر دادی متأسفم بریتانیا...

۳ نظر:

  1. این سنخ رفتارها امید آدم به بشریت را درازمدت تر و دیررس تر میکند

    پاسخحذف
  2. بلاهت تاریخچه ای طولانی تر از عقلانیت دارد و خشونت قدمتی بیشتر از عدم خشونت

    پاسخحذف
  3. چی بگم ؟ فکر می کنم برای رسیدن به نظر تو هنوز کمی زود باشه. البته تشریح نظر دورکهایمت خیلی خوب بود.

    پاسخحذف