۱۳۹۰ مرداد ۲۴, دوشنبه

محاکمه در قاهره، مقایسه در تهران...


در مصر دادگاه محاکمه ی حسنی مبارک در حال برگزاریه. برگزاری این دادگاه - از دید من - در مقایسه با انقلاب 1357 ایران نشاندهنده ی چند مسأله اس:
1. تفاوت فرهنگ و چگالی ارزشمندی و جاافتادگی مفهوم "قانون" در مصر - لااقل در نخبگانش- در مقایسه با ایران؛ چرا که دیدیم بعد از انقلاب ایران چه معامله ای با روسا و مسوولین نظام قبلی شد و بی محاکمه یا با محاکمه های نمایشی و بدون رعایت حوق اولیه ی "متهمین" دسته دسته اعدام شدند.
2.
میبینیم لزوماً این فرهنگ قانونگرایی و اهمیت قانون به صورت کامل به بدنه ی اجتماعی شون هم حتی منتقل نشده: در بیرون از دادگاه عده ای از طرفداران و مخالفان مبارک دارند به هم سنگ پرتاب میکنند یا عده ای اعدام بدون محاکمه مبارک رو خواستارند!

3. اما در مقایسه با ایران مسأله شاید اینجاست که سیستم اجتماعی بعد از انقلاب زیر و رو نشده و "نخبگان" (مانند وکلا، قضات، روسای احزاب و حتی بخشی از حاکمیت قبلی و از همه مهمتر ژنرالهای نظامی که قدرت رو در دست داشتند و دارند) بر سر کار موندند و همونها ارزش قانون و اهمیتش رو درک میکنند و اجازه ی اعمال تندرویهای عوامانه و لجام گسیخته رو به نیروهای تندرو نمیدن. حتی ژنرالهای اصلی ارتش هم نه تنها محاکمه نشدند که بعد از عملکرد مناسبشون در جدا شدن از مبارک در روزهای قبل از انقلاب در رأس حکومت قرار گرفتند (مقایسه کنیم با شرایط ایران و محاکمه و اعدام ژنرالهای ارتش در حالی که ارتش در حلی که نیروهای نه چندان وابسته هم در ارتش وجود داشتند) در حالی که در انقلاب ایران به یک معنا دقیقن "انقلاب اجتماعی" به معنای زیر و رو شدن طبقات اجتماعی و به حاشیه رفتن نخبگان و عوامانه شدن اداره ی کشور اتفاق افتاد و تندروی ها و بی قانونی ها چنان به اوج رسید که با کنار زدن نیروهای معتدل و نخبه ای چون بازرگان و ملی مذهبی ها و حتی نیروهای مذهبی معتدل منند طالقانی و امثالهم سیلی از "انتقام و انتقام گیری" به راه افتاد و بساط بی قانونی رو از همون موقع پهن کرد.
خود این نکته و توان کنترل حرکات تندروانه ی عوام و بدنه ی اجتماعی از سوی نخبگان جامعه باز هم نشاندهنده ی چگالی اجتماعی و توان فکری و ذهنی و عملیاتی نخبگان فکری و مدنی در مصر و پایگاه محکمشون در مقایسه با ایرانه. اینجاست که این نکته روشن میشه که "مصر" در قرن بیستم چرا یکی از قلبهای تپنده ی روشنفکری در جهان اسلام و عالم عرب خونده میشه و ایران چنین جایگاهی رو نداشته متأسفانه.

البته باید دید که آیا این نخبگان میتوانند این فرآیند قانونگرایی رو ادامه بدهند؟ آیا مصر با این شروع نسبتاً خوب در مقایسه با انقلاب سی سال پیش ایران، میتونه نیروهای رادیکال و تندرویی چون سلفی ها رو کنترل کنه؟ نقش نظامیها در کنترل این تنروی ها چه بوده؟ آیا اصلاً مقایسه ی این چنینی میان انقلاب ایران و مصر به لحاظ منطقی و نظری درسته و حائز فایده های نظری هست؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر