۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۶, دوشنبه

«مرهم»


دیروز رفتیم فیلم "مرهم" را دیدیم. سینما عصر جدید؛ عصر جدیدی که یه زمانی - وقتی من بچه بودم- برای خودش سینمای روشنفکرها و با کلاس‌ها و قشر فرهیخته بود. صف میکشیدن جلوش و همیشه شلوغ بود. اما الان فضای سردی داره: خلوت، داخلش، در و دیوار سنگ‌های مرمر ِ سفید ِ سرد، .. تا حالا سالن شماره‌ی دوی عصر جدید رو نرفته بودم. خیلی عجیب بود. بی‌شک عجیب‌ترین و متفاوت‌ترین سالن‌ سینمای تهران که توش تا حالا فیلم دیدم. تصور کنین یه سالن سینمایی رو که فقط حدود 50 صندلی داره! ده ردیف 5 صندلیه! عرضش کمتر از سه متر و طولش حدود 20. عین اینه که تو یه اتاق خونه‌ات سینما داشته باشی! درسته که صندلی‌هاش قدیمی بودن و ناراحت، اما تجربه‌ی فیلم دیدن توی چنین سالنی خیلی خاص بود. اونقدر که از این به بعد زنگ می‌زنم و می‌پرسم: «ببخشید سالن شماره‌ی دو تون چه فیلمی داره؟» یکی از کمترین خاصیت‌هاش این بود که هیچ‌کس جیک نزد تا آخر فیلم! چون سالن اونقدر کوچیک بود که هیچ‌کس جرأت حرف زدن هم نداشت! و این برای من که همیشه می‌نالم از سر و صدای آدم‌ها و موبایل‌ها و چیپس‌ها و می‌رن روی اعصابم، یه وضعیت ایده‌آل بود. تجربه کنین این سالنش رو.

یادتونه مربا که میخوردیم، بعدش هر چی چیز شیرین دیگه می‌خوردیم انگار شیرین نبود؟ بعد از «جدایی نادر از سیمین» فیلم دیدن ما چنین حالی پیدا کرده؛ فیلم‌ها سخت به دلمون می‌شینه تا مدتی. اما فیلم در مجموع خوب بود. داوودنژاد فیلم‌هاش امضا دارن؛ «هوو» و «مصائب شیرین»ش هم توی یه ژانر خاص بودن. [گرچه پول بلیط یه فیلم افتضاح ازش طلبکارم: «تیغ‌زن» اسم فیلمه بود ولی به صورت استعاری تیغمون زد واقعن!] چه چیزی خاصش می‌کنه؟ به نظرم اولن نوع خاص موسیقی فیلم‌هاش: موسیقی بین سنتی و مدرن، با ریتم غالباً شاد، و نقش پررنگ موسیقی در فیلم‌هاش از نظر من.
دیگه این‌که (این رو از تحلیل دوست خوب همراهم میگم) که براش تفاوت‌های نسلی و شکاف‌های نسلی خیلی مهم‌ان و سوژه‌ی اصلی یا حاشیه‌ای خیلی از فیلم‌هاش میشن. و سبک زندگی جوون‌های مدرن‌تر (؟) امروز. خوب می‌فهمه اون بخش از جوون‌ها رو.
توی فیلم دوباره یه رابطه ی جالب می‌بینیم: دو نوه و دو مادربزرگ. و نسل غایب، نسل بین این‌هاس: پدرمادرها. و این نکته‌ی جالبیه.
فیلم خوش‌ساخت بود. دیالوگ‌ها روون، بازی‌ها (به خصوص مادربزرگ چادری) روون، ریتم فیلم روون، داستان غیرقابل پیش‌بینی و تم، تِمی اخلاقی و به نظر من نرم و قابل باور و و طرح مسأله، لازم برای شرایط امروز جامعه‌ی ایران..
زیاد راجع به فیلم توضیح نمی‌دم،‌ اما اگر توی این روزهای بهاری ِ بی‌نظیر، دلتون فیلم دیدن توی سینما خواست، «مرهم»، محرم خوبی برای لحظه‌هاتون خواهد بود؛ برای من که بود. فیلمی که بلد بود رنگ «خاکستری» رو خوب استفاده کنه..

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر