۱۳۹۰ فروردین ۱۳, شنبه

آوای رنگ‌ها.. رنگ نواها..




امروز صبح، حین گوش کردن مخمل صدای شجریان عزیز، دوست صاحب‌دل و غنیمتم گفت: «میدونی موسیقی‌دان‌های ایران باستان در دوره‌ی ساسانی برای هر روز از روزهای سال یه موسیقی جداگانه و خاص داشتند؟ یعنی به تعداد روزهای سال، نوای خاص و منحصر به فرد؟» با خودم فکر کردم که چه زیبا.. چه با معنا.. هر روز خودش یک آهنگ خاص داره در جانش.. یک نوا و رنگ و بوی خاص که تکرار ناپذیره.. و چه خوب که هنر - موسیقی - چنین تکثر و ویژگی‌ای رو بازتولید می‌کرده.. حتی شاید اگر در توان بشری بود شاید به تعداد روزهای عمر هر کدام از ما باید موسیقی تکرارناپذیر ساخته می‌شد.. و چه بسا این‌همه موسیقی و نوای مختلف و رنگارنگ در عالم، از ایرانی و چینی و هندی و افغانی و افریقایی و پاپ و جاز و راک و کلاسیک و نوحه و مداحی انگار تابلوی منحصر به فردی هستن که خالق اون موسیقی، در اون لحظه‌ی خاص زمانی و مکانی و فرهنگی، در چهارچوب اون پنجره لم داده و از اون‌جا به دنیا نگریسته و احساسش و خودش را بیان کرده.. که هست از دید من.. دنیایی پر از روزهای خاص و یکتا.. نواهای خاص و یکتا.. دنیایی پر از کثرت و رنگ و شیدایی.. .. ناگفته‌ها فریاد می‌کشند در وجودم و یارای نوشتن نیست.. ..
آی سکوت! آی دونقطه‌ها! کمکم کنید.. ..


این رو ننوشتم که بگم ایران چقدر کارش درست بوده و اینها.. .. درباره‌ی "چیز دیگر"ی بود .. چیز دیگری از جنس شیدایی و رقص..

۱ نظر: