۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

ایست به «بیست»!

بحران معنای «نمره» در دانشکده‌ای که تزهایش مدام بیست می‌گیرند



در ده روز گذشته، چندین پایان‌نامه کارشناسی ارشد در دانشکده دفاع شد. چندتای آنها را شخصاً حضور داشتم و چندتایی را از دوستان سراغ گرفتم. انصافاً بعضی از آن‌ها تزهای خوبی بودند و برای انجامشان به وضوح زحمت کشیده شده‌بود. اما اتفاقی که توجهم را جلب کرد نمراتی بود که به این تزها داده شد؛ دو بیست، یک نوزده و هفتاد و پنج و یک نوزده و نیم! یعنی با یک حساب سرانگشتی باید گفت که میانگین نمرات تزهای دانشکده در ده روز گذشته بالای 19 و نیم بوده‌است! با دیدن چنین روندی و همین‌طور با تکرار مداوم آن در طول این مدت کوتاه، دیگر نباید ساکت نشست و به عقیده‌ی من لازم است که هر دوستدار علم و دانایی به طور اعم و علاقمند به دانشکده و رشته‌ی علوم اجتماعی به طور اخص لب به اعتراض و هشدار باز کند. روندی که ادامه و جاافتادن آن صدمات زیادی را به نظام نیم‌بند و نحیف آموزشی علوم‌اجتماعی و انسانی ما وارد می‌کند.

1 معده‌هایی که بزرگ می‌شوند
یکی از دوستان که اتفاقاً همین چند روز قبل از تزش دفاع کرد را چند روز قبل از فرارسیدن روز دفاعش در راهروی دانشکده دیدم. مضطرب بود. بهش گفتم: چی شده؟ تو که تزت رو تحویل دادی، دیگه نگران چی هستی؟ با اضطراب جواب داد: نگران نمره‌ام. یعنی چند میدن؟ بهش گفتم: نگران نباش. اینجا که کلاً نمره‌ها بالاست. بالاخره بالاتر از هجده می‌گیری. با گفتن این جمله، انگار که حرف زشتی زده باشم از جا پرید که: هجده؟!! هجده؟!! یعنی ممکنه بهم هجده هم بدن؟! وای خدای من! این که افتضاحه! با تعجب نگاهش کردم و گفتم: هجده افتضاحه؟ خوبه که! گفت: نه بابا! ندیدی فلانی و فلانی بیست شدن؟ و من که دهنم بسته شده بود جوابی برای دادن نداشتم جز سکوت...
واقعاً ادامه‌ی این روند به نفع کیست؟ اساتید؟ دانشجوها؟ افزایش کیفیت تزها؟ یا در نگاهی کلی‌تر حیثیت رشته‌ی علوم اجتماعی در کشور؟ یا اعتبار دانشگاه تهران در بین دانشگاه‌های دنیا؟ به نظر من هیچکدام. تولید نسلی از دانشجویانی که معده‌ی علمی‌شان عادت کرده‌است که تنها با نمرات نوزده و بیست سیر شود و نمرات پایین‌تر دهن معده‌شان را کج و معوج می کند به چه کار می‌آيد؟
بگذارید اصلاً موضوع را از منظری دیگر طرح کنیم: کارکرد نمره در تحصیلات آکادمیک چست؟ برای چه به نتیجه‌ی کار یک دانشجو نمره می‌دهند؟ آیا لااقل یکی از این کارویژه‌ها امکان ایجاد مقایسه میان کیفیت کارهای علمی انجام شده نیست؟ آیا وقتی میانگین نمرات تزها بالای نوزده و نیم باشد دیگر امکانی برای مقایسه میان کارهای با کیفیت، متوسط و ضعیف وجود دارد؟ طبیعتاً و منطقاً خیر. پس بالا بردن و عرش رساندن نمرات تزهای دانشکده توسط اساتید محترم داور و راهنما به طور ماهوی کارویژه‌ی نمره دادن به تزها را بی‌معنا می‌کند.

2 پایان‌های لو رفته!
بگذارید از منظری دیگر و کمی جامعه‌شناختی‌تر به "کارکردهای پنهان" و "ناخواسته‌"ی این فاجعه‌ی در حال وقوع نگاه کنیم و از یکی از نظریات جامعه‌شناختی، یعنی نظریه‌ی نمایشنامه‌ای گافمن برای این منظور اسفاده کنیم:
از دید گافمن در نظریه‌ی نمایشنامه‌ای، زندگی و عرصه‌های گوناگونش مثل یک اجرای تئاتر هستند. تئاتری که باورپذیر شدن و تأثیرگذاربودن آن به عوامل متعددی بستگی دارد. یکی از این عوامل، در قالب نقش فرورفتن خود بازیگران و به قول معروف "حس گرفتن" و ایفای نقش آنان به صورت کامل است. اگر بازیگری خودش نقش خودش را باور نکند و در قالب مورد نظر فرو نرود کل نمایش آسیب خواهد دید و باورپذیر از کار درنخواهد آمد.
حالا بیایید با همین رویکرد به صحنه‌ی دفاع تزها در دانشکده نگاه کنیم: آیا اساتید داور، اساتید مشاور، اساتید راهنما و دانشجویی که باید از تز خویش "دفاع" کند به خوبی در قالب نقش‌هایشان فرو می‌روند؟ دفاع چند پایان‌نامه را در سال‌های اخیر مشاهده کرده‌اید که واقعن این نقش‌ها به صورتی باورپذیر و مؤثر ایفا شده‌باشند؟ ‌به نظر من تعدادشان به انگشتان یک دست هم نرسیده است. چند استاد "داور" را واقعاً کار به صورت دقیق مطالعه کرده‌اند، بر آن مسلط بوده‌اند، ایرادات اساسی آن را بدون هیچگونه ملاحظه و اغماض و کم‌کاری و با جسارت در جلسه مطرح کرده‌اند و تا قانع نشده‌اند وارد شور برای دادن نمره نشده‌اند؟ آیا اساتید محترم داور دقیقاً به همین منظور این نقش را برعهده نگرفته‌اند تا یکایک این موارد را به نحو احسن و باورپذیر ایفا کنند؟
کدامیک از دانشجویان واقعاً در جلسه‌ی "دفاع" مورد "حمله"ی جدی قرار گرفته‌اند تا بتوانند نشان دهند که چند مرده حلاجند؟
یا این‌که اصلاً از این خبرها نیست. جلسه‌های دفاع جلسه‌هایی تعارفی، تشریفاتی، فرمالیته، پر از گل و بلبل و تعارف و به به و چه چه اساتید داور و مشاور و راهنما و برای خالی نبودن عریضه صحنه‌ی بیان چند ایراد شکلی یا محتوایی کوچک یا بزرگ هستند؟ به نظر من دومی. من به چشم خودم هنوز جز چند مورد معدود و استثنایی در طول این سه سال حضوردر دانشکده جلسه‌ی "دفاع" واقعی ندیده‌ام. و این زنگ‌ها را باید برای ما به صدا دربیاورد...


3 اینجا بهشت برین؛ من دانشجوی معصوم؟
حتماً من و شما و بسیاری از اساتید محترم خود با واسطه یا بی‌واسطه مشاهده یا تجربه کرده‌اند که در کشورهای صاحب سبک، رد شدن یک تز و یا غیرقابل دفاع تشخیص داده شدن آن امر غریب و استثنایی نیست. گرچه در کشورهایی چون فرانسه ظاهراً رسم بر این است که اگر تز قابل دفاع تشخیص داده نشود اصلاً جلسه‌ی دفاعی تشکیل داده نخواهد شد، اما در بسیاری از کشورهای انگلوساکسون و یا آلمانی زبان، تجربه‌ی رد شدن یک تز حتی در مقطع دکتری تجربه‌ی غریبی نیست. آیا جز این است که این جدی گرفتن و ایجاد خطوط قرمز برای دفاع از تزها یکی از عوامل ایجاد "میدان" علم به معنای بوردیویی کلمه در غرب است؟
کدامیک از ما در تجربه‌ی دانشجویی خودمان شنیده یا دیده‌ایم که تزی قابل دفاع تشخیص داده نشده باشد یا در جلسه‌ی دفاع استاد داور اظهار کرده باشد که از دفاع دانشجو به هیچ نحو راضی نبوده است؟ آیا این عیب نیست که هیچ موردی از این موارد در ایران اتفاق نمی‌افتد؟ آیا ما همه فرشته‌هایی بی عیب و نقص و حضرات دانشجوی غربی در مقاطع مختلف تحصیلی آدمیزادگانی پر از خطا و شایسته‌ی هبوط از بهشت آکادمی هستند؟!

4 هل یستوی‌الذین یعلمون...
از اینها گذشته، آیا اساتید محترم و مسئولان محترم ذیربط در آموزش دانشکده و گروه با خود فکر نمی‌کنند که دانشگاه‌های معتبر خارج از کشور چه تصویری از اعتبار دانشکده‌ای خواهند داشت که به صورت «کارخانه‌ای» و «خط تولیدی» برای دانشجویانش در مقاطع مختلف تحصیلی نمرات نوزده و بیست را خیرات می‌کند؟! آیا با خود نخواهند گفت که این معدن استعداد و بهشت برین معصومین از خطا و اشتباهات علمی که توانسته‌اند کاملترین نمره را در تز به دست آورند تا حالا کجا بوده‌اند؟ آیا برای نمرات صادر شده از چنین مجموعه‌ای دیگر اعتباری باقی خواهد ماند؟

5 از رزم تا بزم
بیماری‌های نظام آموزشی ما یکی دو تا نیست. از یک سو گاهی جلسات دفاع صحنه‌ی تسویه‌حساب‌های شخصی و باندی و گروهی اساتید محترم می‌شود (نمونه‌هایش را کم ندیده‌ایم) و گویی محتوای کار دانشجو تنها بهانه‌ای برای گرد هم آمدن اساتید و به صدا درآمدن شیپور جنگ بوده‌است. یا از یک سو به جلسات شبه مهمانی و تشریفاتی تبدیل می‌شود که هدف در آن تنها به زبان آوردن جملات مطبوع، تازه کردن آشنایی‌ها، تعریف و تمجیدهای آنچنانی از دانشجو و به طور متقابل از اساتید محترم است! و چه جالب که در هر دو نتیجه یکی است: دانشجو، کیفیت واقعی کار علمی‌اش و سرنوشت آکادمیکش جایگاه مهمی در آن ندارد.
به نظر می‌رسد که جایی بین این دو موضع است که دیوارهای میدان علم و ناموس دانش را پاسداری خواهد کرد: قضاوت منصفانه، دقیق، غیرشخصی و موشکافانه درباره‌ی کار علمی فراشخصی دانشجو.

6 عصمت!؟
معنی نمره‌ی «بیست» چیست؟ آیا جز این است که وقتی یک اثر علمی یا تز نمره‌ی کامل را به خود اختصاص می‌دهد نشان می‌دهد که "هیچ" ایراد روشی، نظری، شکلی، محتوایی و حتی تایپی (!) در آن وجود نداشته‌است؟ آیا واقعاً تزهایی که در این ترم مدال طلایی بیست بر سینه‌شان نشسته‌است و تعدادشان رو به فزونی هم هست واجد این ویژگی‌ها بوده‌اند؟ آیا واقعاً خود دانشجویان عزیز و کوشایی که نگارش ترها را برعهده داشتند به چنین گزاره‌ای معتقدند؟ آیا اساتید محترم داور می‌توانند پاسخ دهند که نتوانسته‌اند حتی یک مورد ایراد از انواع پیش‌گفته از کار دانشجو بگیرند؟

7 بیست نخواهیم!
روی سخن آخرم با همکلاسی‌های عزیز و دانشجویان گرامی دانشکده‌مان است. واقعیت این است که تا حدی سوژه‌های این نمایش (دفاع از تزها) توسط ما برساخته می‌شوند. این انتظارات و تصورات ماست که چنین وضعیت نامناسب و نامیمونی را رقم زده‌است. شاید این ماییم که باید به خودمان نهیب بزنیم که بخشی از شخصیت علمی ما به اعتبار رشته، دانشکده و دانشگاهی است که در آن تحصیل می‌کنیم. بخشی از این اعتبار در گروی همین جلسات دفاع از تز و نمراتی است که ما در آن می‌گیریم. اگر توقع ما به صورت فعلی بر همین منوال باشد که فراتر از کار و فعالیت و زحمتی که برای تزهایمان کشیده‌ایم، توقع نمرات هفده و هجده و نوزده و بیست داشته‌باشیم دیری نمی‌پاید که از اعتبار اندک باقیمانده‌ی ما هم چیزی در انبانمان چیزی نخواهد ماند.
از سوی دیگر شاید ما هم باید دیدمان را عوض کنیم؛ نقد، آن هم نقد جدی مؤثر موشکافانه و دقیق، هدیه است نه تنبیه. نقد را قدر بدانیم.

...
یاد این ترانه‌ی محسن نامجو می افتم: «ببین احاطه کرده، "عدد" ذهن خلق را...»

۱۲ نظر:

  1. bebakhshid farsi neminewisam,
    kheili sakht nagirid dar kharej ham ,aj jomle keshwarhaye almani zaban ,be hamin tarigh asun migiran ,
    dar zemn behtare ma donbale olguii behtar az gharb bashim hatta dar morede teze Doktora
    Eradat mande shoma
    Daneshjuye kuchak

    پاسخحذف
  2. ممنون از لطفتون و از جواب کوتاه اما دقیقتون. با این گزاره ی عبور از غرب (که نتیجه ی یه تجربه ی شخصی شماست به ظاهر اما در واقع یه تحول تاریخی و ارزشمنده در نوع نگاه ما به غرب) کاملن موافقم.
    گرچه که در اونجا هم بودم یا بعدها باشم :) باز هم این رو مینویسم و بهشون انتقاد میکنم.
    واقعن خجالت نمیکشن اونها هم؟! :))
    ممنون از لطفتون

    پاسخحذف
  3. آقا نهضت درخواست نمره ی زیر 19 راه بندازیم... توی جلسه دفاع هم گفتن 19 و این حرفا به نشانه اعتراض بزنیم بیرون و جعبه شیرنی ها رو ور داریم یا در یک حرکت نمادین پایان نامه ای رو که بیست یا نوزده و فلان گرفته وسط حیاط آتیش بزنیم....جون خودم جدی می گم... چون این قضیه شوخی شوخی جدی شه که بیست و نوزده زدیف می کنن ما هم قضایای خودمون رو شوخی شوخی جدی کنیم

    پاسخحذف
  4. من دانشجوی دانشگاه تهران نیستم، رشته‌ام هم جزو علوم مهندسی محسوب می‌شه امّا بنظرم جدا از اینکه نکاتی که بهشون اشاره کردی تا حد زیادی درست هستن، باید به تشویقی بودن اینطور نمره‌ها هم توجّه کنیم.
    درواقع بخش بزرگی از این نمره، برای تشویق دانشجو به کار عملی یا تحقیقاتیه. در واقع اگه قرار باشه واحدهای تحقیقاتی و عملی که مسلماً دردسر بیشتری نسبت به دروس نظری دارن، نهایتاً همونقدر روی معدل تأثیر بذارن، عقل حکم می‌کنه به جای اون‌ها دروس کم دردسرتر رو برداریم مگر اینکه از طریق دیگه‌ای ارزش خودشون رو نشون بدن. (در رشته‌ی ما اثر دروس عملی و تحقیقاتی، اختیاری هستن)
    ضمن اینکه موافق نیستم نمره‌ی بیست فقط برای کارهای بی عیب و نقص باشه. وقتی می‌شه انتظارِ ایجادِ شیوه‌ی آرمانی نمره دادن رو داشت که نظام تحصیلیمون هم حداقل نزدیکِ ایده‌آل باشه. در غیر اینصورت فقط به مشکلات و دردسرهای دانشجوها اضافه می‌شه.

    پاسخحذف
  5. به یاشار عزیز:
    امان از دست تو مرد! :) حالا نمیشه آتیششون نزنیم؟ :) واللا جدی من که پایه‌ی اعتراض مدنی هستم به خصوص در این مورد اما واقعن به نظرم قدم اول هر اعتراض مدنی شاید آگاهی بخشی و نوشتن و گفتن و برساخش باشه در ذهن کنشگرها. الان هم به نظرم خوبه که از طرق گوناگون مث نشریات دانشکده و صحبت‌توی جریان کلاسها و محیط دانشکده و حتی امضای نامه‌ی دست جمعی به گروه و اینها اول این مرحله طی بشه بعد بریم سراغ "جدی کردن"ش به اون سبک
    مخلص

    پاسخحذف
  6. به آقا حامد:
    بله من هم به این بعدش هم معتقدم؛ به بعد تشویقی بودن. و معقدم که باید یه وحدت رویه‌ای در هین تشویقی بودن هم باشه. یعنی اصن یه بحث همینه که صرف انجام تز که مهم نیس. میزان زحمتی که برای اون کشیده شده (کمی و کیفی) اون مهمه، درسته؟ بالاخره در این تشویق کردن باید فرقی باشه بین کار جدی و کار کشکی؟ نه؟ و این فرق خودش رو در همین نمره -متأسفانه- نشون میده و باید منصفانه و دقیق داده بشه وگرنه ظلمه به کارهای خوب.
    و در مورد "بیست" و اون قضیه‌ی نشام آرمانی، من راستش کمی مخالفم با این دور باطل "بشینیم تا نظام که آرمانی شد اونوخ نمره‌ها رو آرمانی کنیم یا به وظایفمون عمل کنیم و اینها و تا اون موقع ما هم همینیم که هستیم" به نظرم در همین شرایط باید وضعیت رو بهبود داد و همین باعث بهبود سیستم هم میشه وگرنه به شکل مرغ و تخم مرغی همینه که هست و همینی خواهد بود که هست.
    وگرنه ایرادات اختاری و اینها که سر جاشه اما به نظر من توجیه‌گر این گونه مریضی‌ها نیس.
    خوب باشین و در راه.

    پاسخحذف
  7. خیلی خوب بود مهدی! البته یه لحظه وسطای پستت شک کردم خودت باشی! اساسا نرم تر از این حرفایی آخه! :)
    ازین جهت بهت تبریک میگم!!!

    وااااای ! یعنی ایول. بهترین جواب ممکنه یعنی! واقعا خجالت نمیکشند اونها هم؟! خیلییی خوبه!

    پاسخحذف
  8. مخلص ساغر هم هستیم دربست! به خصوص از نوع فوتبالیستش :) کیا خجالت نمیکشن؟ استادا؟ دانشجوها؟ ما؟ اونا؟ قذافی؟ (...)؟ :))

    پاسخحذف
  9. نه! اصن اینایی که وبلاگتو فیلتر کردن نامردا... همه خجالت نمیکشن اصن؟ بی ادبا.. :(

    پاسخحذف
  10. نه مثکه کلن بلاگ اسپات فیلتره... من چرا انقده پرتم؟!!
    هر آنچه ما نیست نباشد پس! این منطقشان است! :(

    پاسخحذف
  11. مخلص آقا آرش.. دنیا کوچکتر از اونه که دل به دل راه نداشته باشه عزیز..
    ممنون از محبتهات..

    پاسخحذف