۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

بید بر حریر

سوار تاکسی شده‌ام. راننده نوار گذاشته از شهرام ناظری: "شبی بربود ناگه شمس تبریز/ز من یکتا دو تایی من چه دانم..." آنوقت کرایه‌ی مسیری را که باید 250 تومن بگیره، داره 450 می‌گیره..
پیرزن خسته‌اس. وایساده توی مترو و جمعیت داره فشار میاره. به پسری که کنار دستش نشسته میگه: پسرم! پاشو من اینور له شدم! پسره: من چی‌کار کنم؟! واگن دارین برین اونجا! و صدای هندزفری موبایلشو زیاد میکنه.. روی مچش یه پارچه‌ی سبز بسته که روش یه آرم"یا ابالفضل" هس..
×××
«ما در مرحله‌ای از گذار و میانمایگی اخلاقی به سر می‌بریم. چیزهای بزرگ گذشته، همان‌هایی که پدران ما را بر سر شوق می‌آورد، دیگر در ما همان شور و حال را برنمی‌انگیزد... این در حالی است که هنوز چیزی که جای آن‌ها را بگیرد ساخته نشده‌است.»
دورکیم،صور بنیانی حیات دینی،ص592

۴ نظر:

  1. آیا به نظر شما اندیشه حاکم بر هر جامعه اندیشه حاکمان آن جامعه است؟

    پاسخحذف
  2. سلام.
    به نظر من، نه آقا آرش عزیز. جامعه‌شناسی به من یاد داده که منطق‌هایی متمایز از منطق سیاسی (منطق حاکمان)هم وجود داره. از پارسونز گرفته (نظریه‌ی AGILاش) تا بوردیو (نظریه‌ی میدان‌هاش) که اشتراکشون در همین نکته‌اس که منطق‌هایی متمایز و متفاوت از منطق سیاست هم وجود دارند..

    پاسخحذف
  3. سلام . مهدی جان اینروزا کم می نویسی ها!کجایی؟ نگرانت شدم

    پاسخحذف
  4. سلام آقا آرش و ممنون از لطف و محبتت تمام‌ناشدنیت عزیز. خوبم. تقریبن. چند روزی هس یه مقدار کامل درگیر پرونده‌ی تلاش برای زندان نرفتن یکی از دوستان عزیزتر از جانم هستیم.. و چیزهایی به ذهنم میاد که نوشتی نیس. و ساکت میمونم طبیعتن.. بد هم نیس! شما راحت میشین از خزعبلات من پرمدعا! :) به امید روزی که اینجا کسی برای آزاد موندن به دردسر نیفته..

    پاسخحذف