۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

حصار و قلم‌مو..



معمار باشی،

و نقاش هم؛

آنوقت پشت هیچ دیواری محصور نمی‌شوی.
حتی اگر بلند باشد
حتی اگر سیاه،
حتی اگر آهنی..

یا راهی میسازی،
یا پنجره‌ای نقش می‌زنی

هیچ دیواری بلندتر از قلم‌موی تو نیست..



پانوشت:
- با الهامی از اینجا
- یاد اون پوستر افتادم در فیلم بی‌نظیر ِ "رستگاری در شاوشنگ"؛ همونی که پنجره‌ی رهایی شد برای قهرمان فیلم. و فک کش آمده‌ی رییس مستبد زندان که دید "پرنده از قفس پرید"...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر