۱۳۸۹ اسفند ۲, دوشنبه

ما و «هویت‌های مرگبار»


1 چند روز پیش بی‌بی‌سی فارسی در یک برنامه‌ی زنده از تماس‌گیرندگانی که در راهپیمایی‌های معترضان شرکت داشتند می‌پرسید که چرا در این مراسم‌ها (علیرغم خطراتی که دارد) شرکت می‌کنند؟ برایم جالب بود که اغلب قریب به اتفاق مصاحبه‌کنندگان - علیرغم شور فراوان و احساسات برانگیخته‌شان- نمی‌توانستند جواب جامع و مانع و قابل قبولی به سوال "چرا"یی مطرح شده بدهند. اما علیرغم تفاوت‌ها، یک مسئله‌ی مشترک در پاسخ‌ها تکرار می‌شد: آن‌ها دروغ می‌گویند. آن‌ها می‌گویند ما نیستیم. آن‌ها می‌گویند سی‌صد نفر... و الی‌آخر.

2 از دیروز مشغول خواندن کتاب متفاوت ِ «هویت‌های مرگبار» هستم. کتابی از امین معلوف؛ نویسنده‌ی عرب ِ مسیحی ِ لبنانی‌تبارِ فرانسوی. کتاب درباره‌ی "هویت" است؛ پیچیدگی، چندسویه‌گی، تکثر و سیالیت ِ هویت در جهان حاضر. معلوف در بخشی از کتاب می‌نویسد که این «تعلقات» هستند که شخصیت ما را می‌سازند [نه باورها؟]. تعلقاتی که اغلب اکتسابی هستند و نه ذاتی. هویت از تعلق‌هایی چندگانه ساخته شده‌است. گرچه که به عنوان یه کلیت‌ ِ یک دست احساس و درک می‌شود. آن دسته از تعلق‌هایی که در معرض تهدید قرار بگیرند، کل هویت را تسخیر می‌کنند. افرادی که در داشتن آن تعلق شریک هستند، احساس همبستگی می‌کنند، دور هم جمع می‌شوند، بسیج می‌شوند، متقابلاً به هم روحیه و جرئت می‌دهند، و به آن‌هایی که در برابرشان ایستاده‌اند، حمله می‌کنند. برای آن‌ها تأیید هویتشان عملی شجاعانه و رهایی‌بخش می‌شود. درون هر اجتماع زخم خورده، طبیعتاً سردسته‌هایی ظاهر می‌شوند. آن‌ها خشمگین یا حسابگر، سخنان افراطی بر زبان می‌آورند که مرهم بر زخم‌ها می‌گذارد. آن‌ها می‌گویند احترام را نباید از دیگران گدایی کرد، بلکه باید آن را به دیگران تحمیل کرد. آن‌ها با شعله‌ور ساختن احساسات قول پیروزی یا انتقام می‌دهند. از این پس صحنه‌آرایی کامل شده‌است. جنگ را می‌توان شروع کرد. نتیجه هر چه باشد "دیگران" سزاوارش بوده‌اند، "ما، از آن چه از ازل بر ما روا داشته‌اند" خاطره‌ی دقیقی به یاد داریم. همه‌ی جنایت‌ها، همه‌ی باج‌گیری‌ها، همه‌ی تحقیرها، همه‌ی دلهره‌ها، نام‌ها، تاریخ‌ها، اعداد و ارقام. از دید من ِ دانشجوی جامعه‌شناسی، این همان نکته‌ای است که همه‌ی آن پاسخگویان به آن سؤال، به زبان ِ بی‌زبانی می‌خواستند بگویند.

3 به نظر من، اگر نگوییم مهمترین عامل پیش‌برنده‌ی جنبش سبز در حال حاضر،اما لااقل یکی از مهمترین عوامل به وجود آورنده و مقوم جنبش سبز بحث "هویت" است. هویتی که از آنان دریغ شده‌است. هویتی که در رسانه‌های رسمی نه تنها نادیده گرفته شده، نه تنها انکار شده، که تحقیر می‌شود. این عده از افراد جامعه می‌آیند تا نشان بدهند که "هستند". که بودن‌شان، که هویت‌شان، که باطل بودن انکارشان را فریاد بزنند. "آمدن" برای "دیده‌شدن". در آن‌سو، اگر قرار است حرکتی به سمت حل بحران (و نه تلاشی برای پاک کردن صورت مسئله) صورت گیرد، اولین قدم، همین اعتراف و پذیرش "وجود" طرف مقابل است. وجودی که به نظر می‌رسد به حدی "هست" که قابل انکار نیست. اگر نه، باید منتظر خشن‌تر، غیرعقلانی‌تر و غیرقابل‌کنترل‌تر شدن شرایط بود. شرایطی که به نفع هیچکس نیست؛ به قول امین معلوف: «نباید گذاشت شرایط ظهور هیولا فراهم شود».


پانوشت: این کتاب امین معلوف با ترجمه‌ی روان عبدالحسین نیک‌گهر را شدیداً توصیه می‌کنم. قول می‌دهم صفحه‌ای را بدون احساس "آهان‌افکت" و لبخندی ناشی از بدیع بودن و آشنا بودن متن رد نخواهید کرد.

مشخصات کامل کتاب‌:
«هویت‌های مرگبار»
امین معلوف
ترجمه‌ی عبدالحسین نیک‌گهر
نشر نی، 1389
3600 تومان


۲ نظر:

  1. بحث خوبی بود در ضمن ممنون از معرفی این کتاب خوب

    پاسخحذف
  2. خواهش میکنم منصوره خانم عزیز. کاری نکردم.

    پاسخحذف