۱۳۸۹ دی ۳۰, پنجشنبه

فارسی وان: سیاه، رنگارنگ یا خاکستری؟


راجع به آسیب‌های فرهنگی شبکه‌ی پرطرفدار ماهواره‌ای فارسی وان چندین متن و یک تز کارشناسی ارشد را که ترم گذشته در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران دفاع شد دیده‌ام. شبکه‌ای که در نهایت سادگی ظاهری، با استفاده از تکنیک‌ها، خلاقیت‌ها و پویایی‌های به‌جا و مدام، در آمارهای اعلام شده در رسانه‌ها و نظرسنجی‌ها، با فاصله‌ای زیاد، پرمخاطب‌ترین شبکه‌ی فارسی زبان ماهواره‌ است. مخاطبانی که به نظر می‌رسد (به تخمین و حدس من) به لحاظ کیفی و مشخصات جامعه‌شناختی ظاهراً بیشتر از اقشاری هستند که توان کمتری در تمیز دادن پیام‌ها و معانی پنهان شده یا پیامدی آن‌ها داشته باشند؛ زنان خانه‌دار و میانسال، روستاییان و اهالی شهرهای کوچک، نه اقشار دانشگاهی، روشنفکر و ... . [البته طبیعتاً این یک تخمین و فرضیه‌ی قابل رد و غیرمتقن است].
در این متون پیش گفته، بیشترین تمرکز بر آسیب‌های وارده ناشی از ترویج ارزش‌های متفاوت یا مغایر فرهنگ بومی در حوزه‌ی اخلاق ج.ن.س.ی و رابطه‌ی میان دوجنس است. چیزی که یه نظر من هم نکته‌ای قابل توجه است. اما دو نکته‌ی دیگر را کمتر درباره‌ی تأثیرات احتمالی این شبکه در این متون دیدم که به نظرم توجه به آن‌ها لازم است:
اول: ترویج فرهنگ نابرابری و ارزش‌های مادی و مشروع نشان دادن فاصله‌ی طبقاتی. در سریال‌های این شبکه، به وضوح می‌توان نمود ارزش مثبت طبقه‌ی بالا و ثروتمند را مشاهده کرد. در سریال‌های پرطرفدار، پر تکرار و طولانی‌مدتی چون "طلسم زیبا" و "نقاب آنالیا" اقشار بالای جامعه و ثروتمندان صاحب انواع و اقسام امکانات، شخصیت‌های مهربان و خوب ماجراها را تشکیل می‌دهند. ماجراهای این سریال‌ها به طور کلی حول محور زندگی پرتجمل و رنگارنگ همین خانواده‌ها می‌گذرد. چنین شخصیت‌هایی به نظر من در جوامعی چون جامعه‌ی ایران که هم به لحاظ ضریب جینی (ضریبی که میزان نابرابری اقتصادی را نشان می‌دهد) جامعه‌ای فوق‌العاده نابرابر است و از سویی ارزش‌های اشرافی در آن به صورت تاریخی جاافتاده و ستودنی است، قابلیت جاافتادن و بازتولید مناسبات مبتنی بر نابرابری را در نسل‌های بعدی دارد.
دوم: پدیده‌های اجتماعی اغلب خاکستری هستند. یعنی جنبه‌های مثبت و منفی را شامل می‌شوند. از جنبه‌های منفی فارسی‌وان هم گفته شده و هم خواهد شد. اما آیا درباره‌ی "جنبه‌های مثبت" تأثیرات پدیده‌ی فارسی وان هم فکر کرده‌ایم؟ به نظر من برنامه‌های این شبکه هم مانند سایر پدیده‌های اجتماعی نقاط قوتی هم دارد که شاید بعدها درباره‌ی آن بنویسم.
شما چطور فکر می‌کنید؟ سیاه، رنگارنگ یا خاکستری؟

۶ نظر:

  1. به نظرم نمیشه همه ی سریال های این شبکه رو یکجور تحلیل کرد. تو این شبکه از شیر مرغ هایی مثل همین آنالیا و طلسم زیبا پیدا میشه تا جون آدمیزاد هایی مثل 24 و فرار از زندان! یه سری فیلم ها هم این وسطند و خاکستری تر مثل آرزوی عروسک پارچه ای یا باران دروغ که من دوست دارم!!
    شاید از سر خودشیفتگیم باشه ولی سریال هایی که من (معمولا اتفاقی ولی مداوم) میبینم و خیلی هم بدم نمیاد، به نظرم خاکستری اند! البته اینو به لحاظ خود فیلم و شخصیت هاش میگم نه خوبی سریال، تازه هر چی پیش میره دوبله هاشون هم داره بهتر میشه و این رو جذب مخاطب بیشتر و گسترده تر اثر میذاره. با این حرفها میخام میخوام تو این حرفت که مخاطبان این شبکه بیشتر زنان خانه دار و روستاییان و .. اند، تردید ایجاد کنم! (چون خودم دارم میبینم!! :) )
    بعدش هم اینکه به نظرم اگر یک فیلم یا سریالی خیلی متفاوت از زندگی روزمره یا علائق و آرمانهای مردم جامعه باشه نمیتونه انقدر همه گیر بشه! مثالش اسکار!
    ببخشید انقدر پراکنده نوشتم...

    پاسخحذف
  2. به ساغر:
    اول اینکه ممنون برای این نظر خوب و خلاقانه‌ات و باقی نظرهات روی سایر پست‌ها. اون تز رو که من نیومدم خودم. اما عجیبه چون دانشجوئه فوق‌العاده اس و من از نزدیک میشناسمش و کارش رو دیدم و با هم کار کردیم! چه عجیب! پس خوب نبود؟
    دوم اینکه برای اینکه مثال نقض عمومیت این گزاره‌ای که گفتم روشن بشه بنده هم هم فرار از زندانش هم نقاب آنالیاش هم مجردهاش هم همسر دلحواه من رو مدام میبینم!!! حالا یا من زن خانه‌دارم یا.. :) اما نمیدونم.. حسم این بود و اونجا هم گفتم که خب دلیلی براش ندارم.. شاید اشتباه باشه حسم..
    اون نکته‌ی "خیلی متفاوت" بودن هم نکته‌ی خوبی بود. من هم به نظرم باید در یه فاصله‌ی خوبی باشه از جایگاه و مختصات ذهنی مخاطب. نه خیلی دور چون دفع میکنه. مث قضیه‌ی مهندسی اجتماعیه که میگن باید هدف رو خیلی دور تعیین نکرد برای جامعه وگرنه نمیاد جلو و پس میزنه. من هم گفتم که زمینه‌های اجتماعی پذیرش اون مورداول به خصوص (نابرابری و اشرافیت) هس و بوده که پذیرفته شده. اما هر پذیرشی که مطلوب نیس، هس؟
    قبول دارم حرفتو راجع به عدم توانایی صحبت از یک "فارسی وان" به مثابه‌ی یک کلیت همگون. کدوم فارسی وان؟ فارسی وان سریال کره‌ای ها یا فارسی وان نقاب آنالیا یا ...؟
    پراکنده هم نبود نظرت بنظر من
    این حرفت خیلی جامعه‌شناختی بود به نظرم و آفرین داشت ساغر. شکستن کلیشه‌ها و کلیت‌ها و دیدن تمایزها و تکثرها. آفرین! کلن دانشجوی جامعه‌شناسی هستی! :)

    پاسخحذف
  3. یعنی مهدی وقتی مینویسی هم قشنگ خود حرف زدنته! تو نوشته های همه، همچین حسی ندارم، خصوصا استادا حتی وقتی دارن غیر رسمی می نویسن!
    ولی یه چیزی جالب نیست به نظرت؟ ماها خیلی وقت ها چیزهایی رو به عنوان چیزی که در جامعه رواج داره می پذیریم که کلی با تجربه ی زیسته ی خودمون فاصله داره! حتی وقتی داریم راجع به گروه اجتماعی که خودمون توشیم صحبت میکنیم! تو مایه های همینی که جوادی میگه که مردم ایران میگن : "مردم بدند" و این کلی فرق داره با "ما بدیم".
    بعد من کلا درکی از مطلوب و هدف و ... ندارم. به نظرم الان دیگه نمیشه چیزی رو به عنوان مطلوب تعریف کرد و بر اساس اون همه چیز رو تحلیل کرد. مگر اینکه خودت مطلوب گذار باشی و همه رو هم همینطوری ببینی!!! تو که اینجوری نیستی که؟! هستی؟ (پیام بازرگانی: 90% بحثایی که درباره ی فارسی وان شد توش یک رد پایی از تئوری توطئه بود! جالبه نه؟!)

    از هر پراکندگی ای بگذری اینیکی رو دیگه نمیتونی بگی پراکنده نیست! اصن هدفم این بود که پراکنده بنویسم!!!! :)

    کلن چاکرییییییییییییییم! :)))))))

    پاسخحذف
  4. خوندن این مطلب من رو به یاد برنامه مهران مدیری انداخت که در ارتباط با سبکه های ماهواره ای ساخته. راستش من خودم چون تنها وسیله اطلاع رسانی که استفاده می کنم اینترنت و کتاب هست! با دیدن اون برنامه نه خنده ام گرفت و نه ازش یر درآوردم.اما وقتی این جور برنامه ها مورد استقبال و خنده مردم می شه تاحدی که حتی کسایی برنامه های ماهواره رو تحلیل جامعه شناختی می کنند و یا خانم های به قول شما خانه دار به جای سریال های شبکه یک و دو ... برنامه های ماهواره رو با آب و تاب برای ه تعریف می کنند، این فکر به ذهن می رسه که ماهواره جای رسانه ملی رو داره پر می کنه.و به نظرم تغییر مهمیه.در ضمن ضریب چینی هم طبق فرمایشات رئیس جمهور، برای سال 1387 به رقم 0.3859 رسیدهکه با ضریب جینی کشورهای پیشرفته برابری می کنه،پس دیگه کسی از نابرابری حرف نزنه!!!!در مورد ضریب جینی و نابرابری یه کارایی دارم می کنم، تموم شد واست می فرستم.

    پاسخحذف
  5. سلام ازبابت اطلاع رسانی دفاعیات پایان نامه ها ممنون.مااز دانشگاه دیگری هستیم وعلاقمند به شرکت درجلسات دفاعیه تنها از طریق شما مطلع میشویم.خدا خیرت بده

    پاسخحذف
  6. به ساغر عزیز: خوشحالم نوشتنم بوی گند خودمو میده! :) ما بییییشتر! :)

    به مریم رجب زاده همکلاسی عزیزم: شدیدن منتظر دریافت اون کار خوبتون هستم. ممنونم.

    به ناشناس عزیز: خواهش میکنم. کار زیادی نیس. چشم سعی میکنم زودتر خبر بدم. اما معمولن به محض با خبر شدن میذارم. گاهی دیر با خبر میشم.
    راستی! کاش مینوشتین از کدوم دانشگاهین؟ شاد باشین و سلامت..

    پاسخحذف