۱۳۸۹ دی ۱۸, شنبه

لج ِ جامعه..


امروز، هفتاد و پنجمین سالگرد واقعه‌ی اعلام رسمی کشف حجاب توسط رضاخان ه. واقعه‌ای که به نظرم یکی از نقاط عطف تاریخ معاصره. ذهنم منظم نیست در موردش و الان فهمیدم که امروز سالگرد چنین روزیه. اما نمیشه راجع بهش ننوشت. پس پراکنده و کوتاه خواهد شد این نوشته..
به نظرم واقعه‌ی کشف حجاب نشون دهنده‌ی یه رویکرد به مدرنیسم بوده. یه رویکرد ِسطحی ِساده‌انگارانه‌ی عجول ِ ناشی از هول شدن و شیفتگی بی حد و حصر. رضاخان که رفته بود و دیده بود در ترکیه و افغانستان اون دوره (1314) چی میگذره، با همه‌ی این اوصافی که گفتم و اون‌هایی که نگتم یکهو تصمیم می‌گیره که بپره. درست احساسی که هر دیکتاتوری وقتی چنین احساساتی پیدا می‌کنه بهش دست می‌ده: "کاری رو که دوست داری همین الان بکن! هیچ چیز تو رو محدود می‌کنه! هیشکی جلوت نیست! پس پاتو بذار روی گاز!"
این ویژگی‌ها در متن نامه‌ای که می‌نویسه به رییس الوزراش بعد از برگشتش از ترکیه کاملاً احساس می‌شه:

«نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد (1)»

و این تصمیم دیکتاتورمآبانه‌ی احساسی تک خطی ساده‌انگرانه، تمام تاریخ یک ملت رو زیر و رو می‌کنه. و به نظرم تا همین امروز و تا سال‌ها بعد این کشور باید هزینه‌ی این اقدام نسنجیده‌ی یک لحظه‌ی این تفکر عینت‌یافته در رضاخان رو بده. جامعه‌ای که میتونست نرم و بومی و آرام به سمت مدرنیته حرکت کنه و راهش رو مث یه نهر آرام آرام از بین چاله چوله‌ها و موانع پیدا کنه، دچار یه دوگانه‌گی سرطانی شد: تقابل مدرنیته با مذهب. کهیر زدن قشر سنتی در برابر مظاهر مدرنیته و ...

و دو نکته در آخر:
فکر می‌کنم پیروزی انقلاب و وارد شدن روحانیت به عرصه‌ی حکومت، کمی از این تقابل را حل کرد. قشر سنتی با دیدن رهبران و متولیان عقایدش در رأس حکومت، این‌بار گاردش را کمی باز کرده‌است. دخترانش را به دانشگاه فرستاد، کار کردنش را پذیرفت، وزیر شدنش را گرچه با مقاومت، اما تاب آورد. و حتی حالا دخترش را از زیر قرآن رد میکنه تا به مسابقه‌ی ورزشی خارجی بره: نبود اینها اگر حکومت اسلامی نبود.. حکومت اسلامی نسبت کاریکاتوری طبقه‌ی سنتی مذهبی رو با مدرنیته با قرائت آیت‌الله خمینی تغییر داد و تا حدی تونست دوباره رابطه رو بین این دو برقرار کنه. یه کارکرد ناخواسته‌ی (Latent Function) کامل.
و دوم این‌که رضاخان رفت . اما تفکر حذفی و ساده انگارانه‌ی رضاخانی نرفته. نگاه پروژه‌ای به تحولات اجتماعی (در برابر نگاه فرآیندی) از بین نرفته. و جالب اونکه میشه مصادیقش رو حتی در برخی لایه‌های تحصیل‌کرده و روشنفکر این جامعه هنوز دید.
با جامعه نباید لج کرد. جامعه منطق خودش، سرعت خودش، بوی خودش و کج و کولگی‌های خودش را دارد. باید پای حرفش نشست و آرام آرام و کودکانه حرکت دادش... کاری که ترکیه کرد و دارد می‌کند...

------------------
(1)مهدی صلاح، کشف حجاب، زمینه‌ها، پیامدها و واکنش‌ها، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۸۴، ص ۱۱۸

۹ نظر:

  1. شما که دانش آموخته چامعه شناسی هستید می دانید که در بررسی یک پدیده تاریخی اجتماعی تنها یک عامل دخالت ندارد. در پدیده کشف حجاب هم فقط قرعه فال بنام رضاخان است عوامل زیادی دخالت داشته است بار دیگر به تاریخ نگاه کنید و قضاوت نکنید موفق باشید.

    پاسخحذف
  2. سلام خانم موسوی عزیز و ممنون از نظر. اما:
    اولن حرف شما درسته و من هم بهش معتقدم. و من تمام تأکیدم در متن یه "تفکر"ه نه یه فرد. حتی توی متن هم جایی هست که نوشتم: "این اقدام نسنجیده‌ی یک لحظه‌ی این تفکر عینت‌یافته در رضاخان..." منظورم از این "تفکر تعین یافته" همین بوده که حالا قرعه‌ی فال به نام رضاخان خورده این بار و میتونست به نام نفری دیگر بخوره و همون عواملی که من و شما میدونیم چقدر متکثره.
    اما درباره‌ی اون قسمتی که گفتین: "و قضاوت نکنین" ببخشین پس چیکار کنیم؟! ما ناچاریم از قضاوت کردن و مورد قضاوت واقع شدن. مگه اینهمه اندیشمند و جامعه‌شناس از افلاطوتن تا ماکس وبر و تا همین الان در مورد تاریخ قضاوت نکردن؟! گذشته چراغ راه آینده اس و ما ناگزیریم از قضاوت کردن و ارزشگذاری. شاید هم منظورتون همون قید "ساده‌انگارانه قضاوت نکردن"ه که خب طبعن قبول دارم.
    به هر حال باز هم ممنون از نظر و از اینکه منتقدانه نگاه کردین.
    مخلص.

    پاسخحذف
  3. سلام مهدی عزیز
    نمی دونم چرا از وقتی اومدی بلاگ اسپات کامنت گذاری خیلی مشکل شده.
    قبل از هرچیز( به جان مادرم عصبانی نیستم!!!!) می خوام به عنوان یه همرشته ای که همیشه معترف و مذعنه به اینکه از تو قدرت تحلیل و سواد نظری کم تری داره( ولی روش تحقیق من شاگرد چلبی بودم تو نبودی دلت بسووووزه )و جدا از شوخی،بهت بگم که گزاره هات کمی برای یه دانشجو قطعیتشون زیاده. و خواهش می کنم به این یه مطلب سریع جواب نده، راجع بهش فکر کن. شاید هم من اشتباه کنم.
    دیکه اینکه مهدی عزیز، رضاشاه خودش اذعان کرده که اقدام عجولانه کشف حجاب از اشتباهاتش بود. اشتباه بزرگی که تا به امروز عواقبش هست و نمیشه انکار کرد. گرچه با این تفکر که جبهه گیری قشر سنتی در برابر مدرنیته فقط بخاطر این اقدامه موافق نیستم.فقط حرفم اینه، مدتیه که فکر می کنم جامعه شناسی خوندن شاید منافاتی نداره با اینکه به آدمها از دید انسان هم نگاه کنیم یا به قول تخصصی تر در رفتارشون علل قریب رو هم بررسی کنیم. رضا شاه تحصیل کرده نبود، در75 سال پیش اساسا علومی که می تونستن در رفتارش اون رو به سمت منطقی تر و دور اندیش تر بودن هدایت کنن ، دست کم درایران، اگر هم وجود داشتن خیلی مترقی و پیشرو نبوده ان. من در اینجا اگر بخوام به رضا شاه در تمام دوران حکومتش نمره ای بدم، به نیت خیری نمره می دم که می خواست کشورش رو به دروازه های دنیای مدرن نزدیک کنه، گیرم با اقداماتی که همه درست نبودن. اما اون موقع مگه چند تا صاحب نظر و متخصص در جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی و فرهنگ توده و... وجود داشتن؟ می دونم که در جوابم می گی از زمان امیر کبیر به بعد اعزام به خارج شروع شده بود و متخصص وجود داشت، اما تا اونجایی که حافظه من از خوانده های شکسته بسته ام یاری می کنه، اون اصحاب فکر خودشون عموما دقیقا دچار همین مشکل مستحیل شدن در فرهنگ غرب بودن. اگر درست یادگرفته باشم ، ماشائ الله آجودانی هم در کتاب مشروطه ایرانی به همین اشاره می کنه. پس چیزی که می مونه بازهم گفتن اینه که: بقول کوچه باغی ها بازهم دم مردی گرم که اگر خراب کاری هم کرد با نیت پیشرفت بود.
    از چند مورخ شنیده ام که ایران نوین مدیون رضا شاه است. اگر او نبود شاید ما هنوز خیلی عقب تر از اینها بودیم.
    و حالا را نگاه کن، در برزیل داسیلوا در عرض 8 سال کشورش را تا آنجا پیش می برد که در آستانه قرار گرفتن در میان یکی از 8 قدرت برتر اقتصادی دنیاست و ما، با اینهمه متفکر و جامعه شناس و اقتصاد دان و عالم سیاسی و... پیشرفت که هیچ پسرفت هم می کنیم.

    پاسخحذف
  4. سلام
    من هم این جمله رو زیاد شنیدم:"ایران نوین مدیون رضا شاه است. اگر او نبود شاید ما هنوز خیلی عقب تر از اینها بودیم."
    البته بیشتر از اساتید اقتصاد و علوم سیاسی این رو شنیدم.
    منکر اقدامات مفید دوره ی رضاخان نیستم که البته بیشتر به دست اطرافیانش صورت گرفت که بعد ها مورد غضب ایشان واقع شدند.
    اما مدتیه که با شنیدن این جمله از خودم میپرسم از چی عقب بودیم؟! قرار بوده به کجا برسیم؟! نقطه ی پایان ما رو چی تعیین میکنه؟
    نیت پیشرفت یا بهتر شدن اوضاع شدن خوبه. اما واقعا اون چیزی که ما میخوایم وضع مردم رو بهتر میکنه؟
    این در مورد نظر نهال بود. ببخشید که سوالم رو اینجا مطرح کردم. توی نظرات این نکته رو دیدم و نمیدونستم کجا باید بپرسم.

    پاسخحذف
  5. به نهال:
    اولن همیشه ممنونم که اینقدر جدی میخونی متن ها رو و جدی تر نقد میکنی. عصبانی هم نیستی! :)
    اما در مجموع بگم که من اصلن معتقد به اون کلمه ی "فقط" نبودم و نیستم. مگه اصلن دانشجوی جامعه‌شناسی میتونه معتقد به "فقط" باشه؟!! اگه باشه من میگم هیچ چی از جامعه‌شناسی نفهمیده و خلاص.
    دوم اینکه خیلی از حرفاتو قبول دارم راجع به نقش مثبت رضاخان و اینها. خودم هم مدافعشم مث تو. اما خب طبیعتن همونطور که گفتم متن کوتاه و ناقصی بود و تنها معطوف به در نظرنگرفتن آهنگ و گرامر جامعه در این یه مورد. و شاید هم موارد مشابهش. وگرنه در مثبت بودن نیتش من شک ندارم تا الان. اما در اینکه "نمیتونست" بهتر عمل کنه شک دارم. اما باز در این که روشنکران اون دوره هم مبهوت و غربزده و بودن ظاهراً غالبن و به وظیفه‌شون عمل نکردن موافقم باهات.
    اما مسئله ی مهم اینه که رضاخان انتخاب مناسبی برای حتی ایران اون دوره نبود. محمدعلی فروغی ها بودن، و خیلی های دیگه که من سواتم (!) قد نمیده و شایسته تر بودن اما سیستم استبدادی و بازیهای استعماری جلوی شایسته‌سالاری رو گرفته بود. مث همین الان!
    راجع به نظر کلی دادن هم بگم که خب دعوای ما از یه طرف سرجاشه که من میگم ایده‌ی کلی داشتن لازمه برای کار محدود خاص کردن. همون مسئله‌ی معروف "دور هرمنوتیک". و دانشجوی جامعه‌شناسی باید ایده‌ی کلی داشته باشه. هر چند ناقص. و نادقیق. ولی در جهت تکامل.
    در آخر بگم که خودم هم خیلی از متن راضی نبودم و دقیق نبود. در حدود 20 دقیقه نوشته شد. و بعدش کلی ایده و اما و اگر اومد توی ذهنم. اما وبلاگه دیگه.. تز که نیس! :) اصن وبلاگ یه کارویژه‌اش برای من همین راحت کردن خودمه از افکار و ایده‌هایی که خیلی هم دقیق نیستن که تبدیل به تحقیق و تز و مقاله بشن اما خوبن در کل.. و خالی‌شون میکنم اینجا و خلاص!
    :) مخلص

    پاسخحذف
  6. به پرده‌دار عزیز:
    ممنون از دقت نظرت. بله. سوال خوبیه: از چی عقب هستیم و بودیم و به کجا میخوایم بریم و برسیم؟
    به نظرم این سوالیه که باید مدام از خودمون و از حضرات بپرسیم تا راه روشن باشه واسمون..
    مخلص..

    پاسخحذف
  7. ممنون از پاسخت و در ادامه اون ، مطلبی که در کتاب « جامعه شناسی سیاسی » دکتر بشیریه چاپ شده و زیبا، جالب و روشنگره برات می نویسم.
    « در عمل رابطه میان شاهان قاجار و روحانیون با توجه به تحولات قابل ملاحظه در آن عصر رابطه ثابتی نبود. ... کوششهای حکام قاجار بویژه از دوران ناصرالدین شاه به بعد برای نوسازی ایران به شیوه غربی واکنشهای نامساعدی در بین روحانیون برانگیخت. نخستین اصلاحاتی که توسط عباس میرزا مطرح شد، ناخرسندی هایی ر میان روحانیون ایجاد کرد. ملاعلی کنی فقیه دوران ناصرالدین شاه، نسبت به نشر « کلمه قبیحه آزادی » معترض بود.
    حسین بشیریه، جامعه شناسی سیاسی،چاپ 1384 صفحه 243

    پاسخحذف
  8. نهالو جمله‌ی جالبیه اما نگرفتم منظورتو؛ خواستی بگی رابطه‌ی روحانیت با مدرنیته تاریخن مشکل داره و روحانیون مشکا دارن با آزادی و مدرنیته؟ در برابر اون گزاره ی من درباره‌ی تاثیر مثبت انقلاب و آیت‌الله خمینی بر مدرنیته‌ی ایرانی؟

    پاسخحذف
  9. سلام
    من تا اونجایی که یادگرفتم کلنگ نوسازی تو ایران از دوره شاه عباس قاجاری بوده ولی حالاها بحث نمیکنیم سر فرد.
    در مورد کشف حجاب و لج مردم، خوب گفتی نباید لج ملت و در آورد . کلا جامعه با تغییر از بالا مخالفه تغییر باید از پایین و زیرساختها صورت بگیره. باید فرهنگ سازی بشه اول بعد اقدام قطعی و مورد نظر صورت بگیره تا مفید واقع بشه و کلا صورت بگیره نه لنگ پا تو هوا بمونه مثل طرح جراحی عظیم اقتصادی. نمیشه برای مردم حکم کنی که چقدر مصرف کن چقدر نکن.خودش باید به این درجه از آگاهی برسه که اسراف کار شایسته ای نیست دولت فقط باید آموزش دهنده باشه.
    کلا با کشف حجاب واز سوی دیگه طرح پوشش و گشت ارشاد مخالفم. بنظر من ملت چون میخواستن حجاب داشته باشن هزینه اش رو هم دادن و سالها تو خونه موندن و اگر نخوان حجاب کنن به گشت ارشاد و گرفتن تعهدنامه و بازداشت با حجاب نمیشن. به حرف رضاخان یا سردار رادان هم وقعی نمینهند

    پاسخحذف