۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

خدا! کی رو میندازی بالا؟

حالا زندگی تو هی زورت را بزن.
ما هنوز آبنبات دسته دار و کارتهای بازی موتور و فوتبال دستی مان را میخواهیم
قهرهایمان از یک تا ده (گاهی تا هشت!) بیشتر طول نمیکشد
و زود با هم به کشتی آشتی میرویم
نه آقای بلند قد جدی اخمالوی ایدئولوژی
نه معلم یقه بسته و ادوکلن زده ی سیاست
نه خانم شق و رق کار
و نه مدرسه ی درس و دانشگاه و مدرک و آی اس آی
ما را بزرگ نمیکنند
همبازی هایمان یک روز صبح
بعد از جشن تکلیف
یک هو بالغ شدند
وظیفه و اخم یاد گرفتند
و صدایشان برای داد زدن کلفت شد
یک روز توی بازی جدی جدی همدیگر را کشتند
خدایشان فقط دیگر وقت نماز وقت دارد
و حوصله ی بازی هم ندارد
اما ماکودک خواهیم مرد
گرچه همیشه خیلی از وقت بزرگ شدن گذشته باشد
خدا! نوبت کداممان بود که چشم بذاریم؟...

۵ نظر:

  1. سلام از اونجا که مربوط به کودکانه بود بسیار خوشمان آمد
    مخصوصا اونجا که خدامون فقط وقت نماز وقت دارد
    آقا قبول نیس کارو دادید به خانوما
    مهدی هنوز دریافت پیام مشکل داره ها

    پاسخحذف
  2. این کولولو چه خوشجله!! دخمله یا پسر
    هنوز وقت نکردم این دو پست پایینو بخونم ولی خیلی دوست دارم بخونمشون و نظر بدم

    پاسخحذف
  3. بنده خوشحالم از خوشحالی شما سرکار عللیه! :) راجع به مشکل در ارسال نظر هم از اونجایی که بنده پس از اسباب کشی به این باغچه‌ی نو به مثابه‌ی یک باغچه‌بان مردمی عینهو یک فرد عادی!!!! میام نظر میذارم برای دوستان، مشکلی نداشتم. نمیدونم چرا اونور اینطوره؟ شاید ایراد از سیم‌کشی داخلی خونه‌تونه! :)) کلن ظاهرن کامنت گذاشتن اینجا سخت‌تره در بلاگ‌اسپات.
    مخلصیم مادرجان.

    پاسخحذف
  4. چرا درباره جامعه شناسی کودکان چیزی نمینویسی؟ خیلی مهجوره طفلی ؟ من برای پایان نامه خودم خیلی کم چیزی یافتم مخصوصا به فارسی. فکر کنم این حوزه تو ایران خیلی کم کار شده.مثل جامعه شناسی پزشکی

    پاسخحذف
  5. مهدی دیروز تو یک مکالمه یه نفر بهم گفت:( تو رو خدا تو دیگه از کودک درون حرف نزن) و امروز....

    پاسخحذف