۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

تغییر در حوزه؛ چرا؟

تغییر در حوزه؛ چرا؟
نقدی شبه‌جامعه‌شناختی بر پروژه‌ی مدرن کردن نظام آموزشی حوزه‌ی علمیه-2


تغییر در حوزه؛ چرا؟
بگذارید از این سوال شروع کنیم: "چرا می‌خواهند در حوزه تحول ایجاد کنند؟" یا دلایل احتمالی احساس نیاز برای تحول در حوزه از سوی کسانی که به دنبال این تغییراتند چیست؟

1- وقوع انقلاب و به قدرت رسیدن روحانیت شیعه در ایران
1-1: تغییر کمّی و کیفی در نظام نقشی روحانیت پس از انقلاب
به نظر می‌رسد که یکی از مهمترین دلایل ایجاد انگیزه برای تغییر بنیادین نظام آموزشی حوزه، تغییر کمّی و کیفی در نظام نقشی روحانیت شیعه در ایران باشد. پس از وقوع انقلاب، و به تدریج با کنار زدن یا کنار رفتن سایر نیروهای شریک در پیروزی انقلاب، تنها روحانیت ماند و روحانیت. به مرور نقش‌هایی که قرار نبود روحانیت عهده‌دار آن باشد نیز به عهده‌ی روحانیت گذارده شد (یا توسط روحانیت پذیرفته شد). حتی ظاهراً در ابتدا قرار نبود که رهبری کشور نیز بر عهده‌ی یک روحانی باشد و نشان به آن نشان که امام به قم برگشت و ساکن قم شد اما به هر حال تحولات بعدی هم رهبری را در اختیار روحانیت قرار داد و هم به سایر نقش‌های اجتماعی از صدر تا ذیل تسری یافت. نقش‌هایی که گاه تا پیش از این و در تاریخ معاصر ایران در اختیار روحانیون نبود: از قضاوت گرفته تا سیاست‌گذاری‌های فرهنگی یا انواع و اقسام وزارت (از وزارت کشور گرفته تا اطلاعات) و سایر نقش‌های خرد و کلان.
اینک پس از سی سال از گذشت سی‌سال از وقوع انقلاب و تغییر نظام نقشی روحانیون، اینک ظاهراً نظام سیاسی از نظام حوزوی توقع دارد تا نیروهای مورد نیاز ایفای اینگونه نقش‌ها را برای خرده نظام سیاسی فراهم کند. به عنوان مثال در سخنان رهبری موارد فراوانی از بیان درخواست مبنی بر لزوم تأمین نیروی انسانی مدیریتی برای "نظام اسلامی" از سوی حوزه دیده می‌شود؛ مثلاً:
«این اولین بار است که حکومتی براساس قرآن تشکیل می شود و جامعه ای اسلامی (با همه مشکلات و زحماتی که این کار داشته و دارد) به وجود آمده است. این نظام و حکومت الهی برای عمل، اولاً به معارف و مقررات اسلامی احتیاج دارد. ثانیاً در برخی از جاها به اشخاصی برای اداره بعضی از امور این نظام نیاز است که بایستی این دو نیاز را حوزه ها تامین کنند. البته منظور این نیست که بایستی همه امور با امور مهم را علما به دست گیرند. خیر، همه مؤمنین و صلحا و اهل فکر و اهل تحقیق در جای خودشان قرار دارند. برای کارهای گوناگون در کشور متخصصینی وجود دارد که آنها را انجام می دهند. بعضی از کارها هم وجود دارد که بایستی علمای دین آنها را متصدی شوند. این اشخاص را هم باید حوزه علمیه تربیت کند.» (1) البته طبیعتاً دایره‌ی این قید «بعضی از کارها» به نسبت دوران پیش از انقلاب به شدت توسعه یافته است.
و یا: «حوزه‌ علمیه‌ امروز باید مستقل‌ از حکومت‌، اما یاری‌دهنده‌ و پشتیبان‌ نظام‌ اسلامی‌ باشد و مقررات‌ اسلامی‌ را در اختیار آن‌ قرار دهد. دستگاه‌ قضایی‌، اجرایی‌ و مقننه‌، دانشگاهها، سربازخانه‌ها و کارخانه‌های‌ ایران‌ اسلامی‌، نیازمند حوزه‌ هستند و همه‌ جای‌ این‌ کشور که‌ اداره‌ آن‌ در حاکمیت‌ مقتدرانه‌ نظام‌ اسلامی‌ است‌ به‌ حوزه‌ و ثمرات‌ آن‌ احتیاج‌ دارند.» (2)
مثال‌ها و مصادیق این مورد در متون مبدعان و مجریان این طرح نیز به وفور دیده می‌شود؛ به عنوان مثال در نوشته‌ی آیت‌اله مصباح یزدی در شماره‌ی اخیر خردنامه می‌خوانیم: «...پس در این زمان به اقتضای افزون شدن مسوولیت روحانیت باید نظام آموزشی متناسب با زمان باشد» (مصباح یزدی،1389: 20).

1-2: در اختیار داشتن توان همه‌جانبه برای ایجاد تغییرات
ایجاد هر تغییری احتیاج به صرف توان و نیرو دارد. چه برسد به این‌که محل مد نظر وقوع این تغییر در سطحی گسترده و جهت ایجاد تحول در نظامی با سابقه و دارای سنت چون حوزه‌ی علمیه باشد. در مصدر امور سیاسی و حکمرانی قرار گرفتن روحانیون، این توان را به آنان بخشیده تا با توجه به در اختیار داشتن بسیاری از این منابع قدرت بتوانند به این اعمال این تغییرات دست زند. این‌ نکته‌ای است که آیت‌اله مصباح یزدی هم در متن منتشر شده در خردنامه به آن اشاره کرده‌است: «امکانات روحانیت در زمان حال بسیار است و زمینه‌ی فعالیت کافی نیز وجود دارد. مهم‌ترین نیاز حوزه، طرح، برنامه و کار است» (مصباح یزدی،1389: 21).

2- به سمت بازپس‌گیری سنگرهای از دست رفته؟
جدا از دو انگیزه‌ی خودآگاه فوق، به نظر می‌رسد که انگیزه‌ا‌ی ناخودآگاه هم در پس ِ تصمیم به ایجاد این تغییر در نظام آموزشی حوزوی وجود دارد: واکنش به از دست رفتن روز به روز نقش‌های نهاد دین و واگذاری آن به سایر نهادهای اجتماعی.
به صورت تاریخی در دوران معاصر و شاید بتوان گفت که در کل جهان، روز به روز از نقش‌هایی که به صورت سنتی بر عهده‌ی نهاد دین قرار داشت کاسته می‌شود. زمانی نه چندان دور، نقش‌هایی چون طبابت، ستاره‌شناسی، تنظیم تقویم، آموزش و پرورش نسل بعدی، قضاوت، ریاضیات و نقش‌های فراوان دیگری بر دوش نهاد روحانیت قرار داشته است. وجود دروسی چون هیئت و طبابت و ریاضیات در حوزه باقیمانده از چنان دوره‌ای است و از هر کدام از آن‌ها در در ابوابی از فقه برای تشخیص موضوعاتی خاص و مبتلابه مورد استفاده بوده‌است (مصباح یزدی،1389: 19) ولی در حال حاضر این دروس تنها به صورت ظاهری و چون پوسته‌ای به جامانده اما هر کدام از آن‌ها در جامعه متولی خاص خود را یافته‌است. آموزش و پرورش به نهاد آموزش، طب به نهاد طب، قضاوت به دانشکده‌های حقوق و مانند آن واگذار شده است. چیزی که فرآیند تخصصی شدن نامیده می‌شود.
اینک گویی طراحان این تغییر در نظام حوزه، در برابر این هر چه محدودتر شدن نقش‌های اجتماعی حوزه واکنش نشان داده‌اند. از لابلای متن آیت‌اله مصباح در خردنامه هم چنین گزاره‌هایی برداشت می‌شود: دغدغه‌ی بازگشت به جایگاه دانای کل و پاسخگوی اعظم: «ما اکنون در وضعیتی هستیم که نمی‌توانین پاسخگوی همه‌ی نیازهای زندگی بشریت باشیم» (مصباح یزدی،1389: 22) یا «باید دایره‌ی فقاهت در حوزه‌های علمیه کماً و کیفاً تا حدی توسعه پیدا کند که بتواند پاسخگوی نیازهای زندگی بشر در همه‌ی ابعاد باشد» (مصباح یزدی،1389: 22).
گویی طراحان این تغییر و فرمانده‌هان آن، نمی‌توانند یا نمی‌خواهند به این تحدید نقش اجتماعی نهاد دین (حوزه) تن دردهند.

3- طراحان تغییر حوزه: سودای یک الازهر شیعی؟
از خلال عبارات طرح شده در متن آیت‌اله مصباح، نوعی دغدغه ی برخاسته از مقایسه‌ی نظام آموزشی حوزوی با نظام آموزشی دانشگاهی و سایر نظام‌های آموزشی بین‌المللی به چشم می‌خورد. گویی طراحان تغییر به صورت ناخودآگاه در پی کسب جایگاهی هستند که بتوانند در در برابر این نهادها عرض اندام نمایند. به بیان دیگر شاید بتوان گفت که حوزه که تا به حال دامن خود را از رقابت‌ها و جهان زمینی نهادهای آموزشی معمولی بین‌المللی بیرون می‌کشید، اینک می‌خواهد با تغییر رویکرد وارد این بازی شود. این جمله‌ی آیت‌اله مصباح را بخوانید: «با تخصصی شدن بخش‌های مختلف فقه زمینه برای تحقیقات عمیق در هر رشته با استفاده از وسایل جدید و کتابخانه‌ها و مراکز علمی جهان فراهم می‌شود» (مصباح یزدی،1389: 19).
با خواندن این جمله و جملات مشابه، به نظر من طراحان این تغییر تصویری از حوزه‌ی علیه را در ذهن دارند که به لحاظ وارد بازی مراکز علمی جهانی شدن و پذیرفته شدن در این بازی، به وضعیت 50 سال گذشته‌ تا کنون دانشگاه (حوزه‌ی؟) الازهر شباهت دارد.

در ادامه و در پست بعد به این مطلب خواهم پرداخت که موقعیت کنشگران اصلی پیگیر تغییر نظام آموزشی حوزه چیست؟

--------------------
منبع:
(1) مجله ی حوزه . خرداد و تیر- مرداد و شهریور 1374، شماره 68 و 69
(2) دیدار اجتماع‌ طلاب‌ و فضلای‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌ 16/9/1374 به نقل از حوزه نیوز در اینجا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر