۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

هوای شهر آلوده است...

هوای شهر عجیب آلوده است
نه از هجوم این ابرهای سیاه
نه از سیلان کرور کرور دوده و گرده و غبار
هوای شهر به ظلم آلوده است...

صدای همهمه ی بغض می‌آید
نسیم گم شده است

به گرمی دستهای رفیقت زیاد تکیه نکن
بلند نخند
تمام "هم" و "ایم"های زلال را پنهان کن
کسی به کینه ی دوستی، کسی به کشتن مهر
شبانه کمین کرده‌ست

مرا ز دوستان ِ عزیزم جدا مکنید
دوباره "ما"ی سبز مرا با مَن و مَن و مَن و مَن منقطع مکنید

از این رهی که میگذرانید دوستان مرا
قدم قدم و تکه تکه میکشید مرا...

۲ نظر:

  1. خیلی قشنگ بود مهدی جان
    دمت گرم

    پاسخحذف
  2. فعلاً فقط اومدم بگم هستیم، اگرچه این موقع امتحانات کمتر وقت وبگردی داریم
    راستی، از فرستادن آدرس هم ممنون.
    شعر هم فوق العاده بود ...

    پاسخحذف